كلمات و حقايق وجوديه است ، عقل اول است .
نگارنده اين سطور برخى از كلمات اهل تحقيق را در اين باب نقل نمود و بعد از توضيح كامل ، بذكر مناقشاتى كه در نظر مىآيد پرداخت ، و اكنون به تتميم اين مبحث عميق و مهم مىپردازد .
در اينكه اول جلوه و تجلى حق از باب آن كه مقام و مرتبهء حق اول ، حقيقت وجود و وجود صرف و هستى بحت و محض است ، واحد است ، آن هم واحد به وحدت اطلاقى ، شك و شبههئى وجود ندارد ، ولى آيا اين واحد عقل اول است يا وجود عام و يا اينكه حقيقت وجود عام به نحو وحدت و بساطت و باعتبار مقام جمع عين عقل اول است و يا آن كه بحسب ذات و مرتبه ، اوسع از عقل اول است و مقام ارتباط آن به حق مقدم است بر مرتبهء ظهور و سريان در عقل اول ؟ حكمائى كه بمشرب عرفان گرايش داشتهاند ، اين قبيل از مسائل را بهتر و منقحتر از عرفا بحسب تقرير برهانى ، بيان كردهاند « 1 » .
برخى از محققان در مقام تحرير مسلك عرفا گفتهاند : « . . . نزد حاذق محقق بعد از امعان نظر و دقت تام منكشف مىشود كه اين مرتبه از وجود ، فعل مطلق و مجعول اول ذات مقدس حق اول است ، بيان انكشاف آنست كه در مباحث سابقه منكشف گرديد كه حقيقت واجب الوجود بالذات ، بسيط است من جميع الجهات و الحيثيات ، پس بنفس ذات متجلى و فيَّاض است « 2 »
هامش
( 1 ) رجوع شود به انوار جليّه تأليف آخوند ملا عبد اللَّه زنوزى چاپ مشهد 1395 ه . ق از انتشارات مؤسسهء تحقيقاتى مك كيل مونترال ، شعبه طهران ص 195 و نيز رجوع شود به بدايع الحكم آقا على مدرس چاپ سنگى طهران 1313 ه . ق . ص 174 ، 175 ، 176 ، 177 .
( 2 ) يعنى جهت عليّت و تأثير و فياضيّت ، امرى منضمّ و جهتى زائد بر ذات نيست ، بلكه حقيقت ذات بعينها فيّاض و متجلى در مظاهر است لذا اول جلوه أو ، تمام جلوه و تمام ظهور ذات است ، و نظير ذات به وحدت حقيقى و اطلاقى متّصف است و در آن حدّ و نفادى متصوّر نمىباشد مگر آن حدى كه لازمهء مجعوليت است و آن فقدان مقام حقيقت وجود و دارا بودن نقص لازم انحطاط آن از مقام وجوبى . اگر كسى بگويد ، اين حد نقصى لازم انحطاط ، همان ماهيت كليهء لازم و ذاتى وجود معلول امكانى است و اين فقط منطبق بر عقل اول است ، جواب اين شبههء عويصه خواهد آمد .