ولايت أو أخذ معارف نمودهاند و خليفه و وارث علم أو مهدى موعود داراى ولايت مطلقه است . عشق أو به ذريهء حضرت ختمى مقام مرز و حدّ ندارد و از نهايت حب باهل عصمت گويد ذريَّهء زهرا كلًا معصومند ، اگر در ظاهر از آنها عصيان سربزند در باطن آنها تأثير نمىگذارد - اگر چه اين كلام اخير أو نيز از همان مطالب بىاصل و اساس است عصيان هر روحى را تيره مىكند و كُفر هر نفسي را به عذاب ابدى مبتلا مىنمايد ، لذا صاحب ولايت كليه فرمود : مطيع به بهشت مىرود اگر چه سياه حبشى باشد و عاصى در نارِ حرمان ميسوزد اگر چه سيد قريشى باشد .
بحث و تحقيق
در مباحث گذشته بيان نموديم كه اولين جلوه حق در مظاهر خلقى نزد عرفا و صوفيه وجود عام و فيض مقدس و وجود منبسط است ، استدلال اين طايفه را نقل و بوجوه متعدد تقرير نموديم ، و نيز بيان شد كه حكما اولين صادر و فعل اول و بلا واسطهء حق را عقل اول دانستهاند ، و هر دو دسته ، به قاعدهء مسلَّمهء - الواحد - استدلال كردهاند و بيان نموديم كه بعضى از أكابر ، بين اين دو عقيده يك نحو جمعى بر قرار نمودهاند ، به اين معنى كه عقل اول را اجمال وجود عام و وجود عام را تفصيل آن دانستهاند .
دلائلى را كه عرفا جهت إثبات مرام خود ، ذكر كردهاند به تفصيل نقل كرديم و در ضمن اين بحث به سبك و روش عرفا سخن از ملائكه و عقول مجردهاى به ميان آمد كه اهل عرفان آنها را ملائكهء مهيّمين يا مهيِّميه ناميدهاند و در مطاوى اين بحث بيان شد كه عقل اول ، اولين عقل مجرَّد ، در مقام تسطير و ترقيم كلمات وجوديه است و صادر نخست وجود عام و مطلق است كه فعل حق است و اول قابل كه واسطه جهت ترقيم يا تكوين