بعقل اول و وجود منبسط ، حقيقت محمديه و حقيقت ولويه علويه در كلمات عرفا زياد اطلاق شده است ، چون در قوس نزول اول ظهور حقيقت كليه محمديه عقل اول است ، و اول من بايعه و اول من قبل ولاية وصييه و بايعه هو العقل الأول . و قال بعض اساتيدنا :
أصولًا قول به ملائكهء مهيّمه با قاعدهء الواحد تناقض دارد ، چون معلول اول و متنزل از علة العلل اگر عقل باشد ، صدور اكثر از واحد ، مستلزم تركيب در حق اول است و اگر وجود منبسط باشد ، چون وجود منبسط و عام مطلق و بسيط و صرف است و در آن جهات كثرت ، تكثّر حاصل از وجود و ماهيت تحقق ندارد ، لازم آيد صدور كثير از واحد ، و واحد سارى در كثرات در مرتبهء واحدة مقيد و متعين بأكثر از مظهر واحد نمىشود ، چون لازمهء آن حصول كثرت در فيض عام بل كه مستلزم تكرار در تجلى است و اگر مهيّمه در خلقت مقدم بر عقل باشند و به وحدت نزديكتر و أقرب ، لازم آيد در مقام و موطن و مرتبهء مقدم بين حق و عقل قرار گيرند ، قهراً فيض وجود از آنها بايد بعقل برسد و بالأخره در مقام تسطير قرار گيرند .
اگر مهيمه داخل در نوع واحد باشند و در عرض يك ديگر صادر شوند ، لازمه آن صدور كثير از واحد حقيقى است و نيز مستلزم تعدُّد افراد نوع واحدست بدون مدخليَّت ماده و مقدار ، و اگر جهات كثيرهء در حق وافى بصدور كثرت باشد لازم آن تركيب در بسيط حقيقى است و اگر فردى مقدم و فرد ديگر مؤخَّر باشد لازم آيد وقوع موجودى عقلي بين حق و عقل ديگر ، قهراً اول ما صدر در مقام تسطير ، غير عقل اول مستند باسماء حاكم و مناسب با مظهر يعنى عين ثابت عقل خواهد بود .
روى اين اشكالات و وجود اين قبيل ايرادات سبب شده است كه متأخرين در باب مهيّمه ساكت شوند و از اين ناحيه است كه بعضى از اساتيد ملائكه مهيمه را شئون و ظهورات حقيقت محمديه در مقام صعود و
تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 103
مساهمون: صائن الدين علي بن محمد تركة
صمقدمهء كتاب ١٠٣