تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
به آرام دل ، و بدانى كه آنچه تو راست از تو فوت نشود » . و گفت : « هر كه خود را خوار داشت ، خداى - تعالى - او را رفيع القدر گرداند و هر كه خود را عزيز داشت ، خداى - تعالى - او را خوار داشت » . نقل است كه يكى از او دعايى خواست . گفت : « حق - تعالى - تو را از فتنهء تو نگه داراد » . نقل است كه بعد از وفات او درويشى به سر خاك او مىرفت و از حق - تعالى - دنيا مىخواست . شب ابو الحسن را به خواب ديد كه گفت : « اى درويش ! چون به سر خاك ما آيى ، دنيا مخواه . اگر دنيا مىخواهى به سر خاك خواجگان دنيا رو ، و چون اينجا آيى ، همّت از دو كون منقطع گردان » .

58 ذكر محمّد بن علىّ التّرمذى ، رحمة اللّه عليه

آن سليم سنّت ، آن عظيم ملّت ، آن مجتهد اوليا ، آن منفرد اصفيا ، آن محترم حرم ايزدى ، شيخ وقت محمّد بن علىّ الترمذى - رحمة اللّه عليه - از محتشمان شيوخ بود و از محترمان اهل ولايت و به همهء زبانها ستوده ، و آيتى بود در شرح معانى ؛ و در احاديث و روايات و اخبار ثقت بود و در بيان معارف و حقايق اعجوبه بود . قبولى به كمال و حلمى شگرف و شفقتى وافر و خلقى عظيم ؛ و او را رياضات و كرامات بسيار است ، و در فنون علم كامل و در شريعت مجتهد . و ترمذيان جماعتى به وى اقتدا كنند و مذهب او بر علم بوده است كه [ او ] عالم ربّانى بود ؛ و او مقلّد كس نبود كه صاحب كشف و اسرار بود و حكمتى به غايت داشت چنان كه او را « حكيم الاولياء » خواندندى ؛ و صحبت ابو تراب و خضرويه و ابن جلّا يافته بود ، و با يحيى بن معاذ سخن گفته بود . چنان كه گفت : « يك روز سخن مىگفتم [ در ] مناظره‌يى . امير ، يحيى شد در آن سخن » . و او را تصانيف بسيار است مشهور و مذكور ؛ و در وقت او در ترمذ كسى نبود كه سخن او فهم كردى ؛ و از اهل شهر مهجور بودى ؛ و در ابتدا با دو طالب علم راست شد كه به طلب علم روند . چون عزم درست شد ، مادرش غمگين گشت و گفت : اى جان مادر ! من ضعيفم