و بعضى را علمى و مفاخرتى به علم ، و بعضى را مجلسى و بعضى را نفسى و شهوتى . همّت هر يكى از خلق به حدّ خويش ، بستهء آناند كه در آناند » . و گفت :
« دلها را شهوتى است و ارواح را شهوتى و نفوس را شهوتى . همهء شهوات را جمع كردند .
شهوات ارواح را قرب بود ، شهوات دلها را مشاهده و شهوات نفس را لذّت گرفتن به راحت » . و گفت : « سرشت نفس بر بىادبى است و بنده مأمور است به ملازمت ادب . نفس بدانچه او را سرشتهاند مىرود در ميدان مخالفت ، و بنده به جهد او را بازمىدارد از مطالبت بد . هر كه عنان او گشاده كند ، در فساد با او شريك بود » .
پرسيدند كه : « بر خداى - تعالى - چه دشمنتر ؟ » . گفت : « رؤيت نفس و احوال او و عوض جستن بر فعل خويش » . و گفت : « قوت منافق خوردن و آشاميدن بود و قوت مؤمن ذكر و حمد بود » . و گفت : « انصافى كه ميان خداوند و بنده بود ، در سه منزلت است :
استعانت و جهد و ادب ، از بنده استعانت خواستن و از خداى - تعالى - قوّت دادن ؛ و از بنده جهد و از خداى - عزّ و جلّ - توفيق [ دادن ] ؛ و از بنده ادب به جاى آوردن و از خداى عزّ و جلّ كرامت دادن » . و گفت : « هر كه ادب يافته بود به آداب صالحان ، او را صلاحيت
بساط كرامت بود ؛ و هر كه ادب يافته بود به آداب صدّيقان ، او را صلاحيت بساط انس بود و انبساط » . و گفت : « هر كه را از آداب محروم گردانيدند ، از همهء خيراتش محروم گردانيدند » . و گفت : « تقصير در ادب در حالت قرب صعبتر بود از تقصير ادب در بعد ، كه از جهّال كباير درگذارند و صدّيقان را به چشم زخمى و التفاتى بگيرند » . و گفت :
« هلاكت اوليا به لحظات قلوب است ، و هلاكت عارفان به خطرات اشارت ، و هلاكت موحّدان به اشارت حقيقت » . و گفت : « موحّدان چهار طبقهاند : طبقهء اوّل آن كه نظر در وقت و حالت مىكنند . دوّم آن كه نظر در عاقبت مىكنند . سيّوم آن كه نظر در حقايق مىكنند . [ چهارم آن كه نظر در سابقت مىكنند ] » . و گفت : « ادنى منازل مرسلان اعلى
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: فريد الدين العطار النيسابوري
ص٧١