تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
تعالى - بنده [ را ] غنى گردانيده است و بنده از سر نفس به فضول مشغول گشته تا به عتاب گرفتار شده ، امّا در فقر سر از سوى حق مىافتد كه بنده را فقير مىدارد تا بنده به سبب فقر اين همه رنج كشد . پس آن را عذر مىبايد خواست و عذر از حق بود كه عوض همهء چيزها بود . كه هر كه فقيرتر بود ، به حق غنىتر بود - كه انتم الفقراء الى اللّه ، و انّ اكرمكم عند اللّه اتقاكم - و هر كه توانگرتر بود ، از حق دور تر بود كه : درويشى كه توانگر را تواضع كند ، دو ثلثش از دين برود . پس توانگر ، مغرور توانگرى [ بود ، كه ] دانى كه حالش چون بود ، كه ايشان به حقيقت مرده‌اند - كه : ايّاكم و مجالسة الموتى - و بعد از پانصد سال از درويشان ، به حق راه يابند ، و عتابى كه پانصد سال انتظار بايد كشيد ، از عذرى كه اهل آن به پانصد سال غرق وصل باشند ، كجا بهتر باشد ؟ چه گويى ؟ كه پيغمبر - عليه الصّلاة و السّلام - مر فرزندان خود را به جز فقر روا نداشت و بيگانگان را به عطا توانگر مىكرد . كجا توان گفت كه توانگران از درويشان فاضل‌تر ؟ پس قول قول جنيد است . بعضى از متكلّمان ابن عطا را گفتند ، « چه بوده است شما صوفيان را كه الفاظى اشتقاق كرده‌ايد كه به گوش مستمعان غريب است و زبان معتاد را ترك كرده‌ايد ؟ و اين از دو بيرون نيست : يا تمويه مىكنيد و حق - تعالى - را تمويه به كار نيايد ، پس درست شد كه : در مذهب شما عيبى ظاهر گشت كه پوشيده مىكرديد سخن‌ها را بر مردمان » . ابن عطا گفت : « از بهر آن كرديم كه ما را بدين عزّت بود . از آن كه اين عمل بر ما عزيز بود ، نخواستيم كه به جز اين طايفه اين را بدانند و نخواستيم كه لفظ مستعمل عام به كار داريم ، لفظى خاصّ پيدا كرديم » . و او را كلمات عالى است : و گفت : « بهترين عمل آن است كه كرده‌اند و بهترين علم آنچه گفته [ اند ] . هر چه نگفته‌اند مگوى و هر چه نكرده‌اند مكن » . و گفت : « مرد را اوّل در ميدان علم جويند ، آنگاه در ميدان حكمت ، آنگاه در ميدان توحيد . اگر در اين سه ميدان نبود ، طمع از دين او گسسته كن » . و گفت : « بزرگترين دعوىها آن است كه كسى دعوى كند به خدا و اشارت كند به خدا يا سخن گويد از خداى ، و قدم در ميدان
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 69 | فريد الدين العطار النيسابوري / رينولد آلين نيكلسون