تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
معارضه كند ، خاموش شوند » . و گفت : « تصديق زيادت شود و نقصان نگيرد ؛ و اقرار زبان نه زيادت شود و نه نقصان [ پذيرد ] و عمل اركان زيادت و نقصان پذيرد » . و گفت : « صبر بازداشتن نفس است با خداى - تعالى - بىآن كه جزع كند » . و گفت : غايت صبر توكّل است ، قال اللّه تعالى :
الَّذِينَ صَبَرُوا ، وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ *
» . و گفت : « صبر فروخوردن تلخ‌هاست و روى ترش ناكردن » . و گفت : « توكّل خوردن بىطعام است » - يعنى طعام در ميانه نبيند - و گفت : « توكّل آن است كه خداى را باشى ، چنان كه پيش از اين كه نبودى ، خداى را بودى » . و گفت : « پيش از اين توكّل حقيقت بود ، امروز علم است » . و گفت : « توكّل نه كسب كردن است و نه ناكردن . لكن سكون دل است به وعدهء حق ، تعالى » . و گفت : « يقين قرار گرفتن علمى بود در دل كه به هيچ حال نگردد و از دل خالى نبود » . و گفت : « يقين آن است كه عزم رزق نكنى و اندوه رزق نخورى ، و اين از تو كفايت آيد . و آن است كه به عملى كه در گردن تو كرده‌اند مشغول شوى ، كه به يقين او رزق تو برساند » . و گفت : « فتوّت آن است كه با درويشان نقار و با توانگران معارضه نكنى » . و گفت : « جوانمردى آن است كه بار خلق بكشى و آنچه دارى بذل كنى » . و گفت : « تواضع آن است كه تكبّر نكنى بر اهل هر دو سراى و مستغنى باشى به حق ، تعالى » . و گفت : « خلق چهار چيز است : سخاوت و الفت و نصيحت و شفقت » . و گفت : « صحبت با فاسقان نيكوخوى دوست‌تر دارم از آن كه با قرّاء بدخوى » . و گفت : حيا ديدن آلاء است و ديدن تقصير . پس از اين هر دو حال حالتى زايد كه آن را حيا گويند » . و گفت : « عنايت پيش از آب‌وگل بوده است » ، و گفت : « حال چيزى است كه به دل فروآيد امّا دايم نبود » . و گفت : « رضا رفع اختيار است » و گفت : « رضا آن است كه بلا را نعمت شمرى » . و گفت : « فقر درياى بلاست » . و گفت : « فقر خالى شدن دل است از اشكال » . و گفت : « خوف آن است كه بيرون كنى حرام از جوف و ترك عمل گيرى به عسى و سوف » . و گفت : « صوم
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 31 | فريد الدين العطار النيسابوري / رينولد آلين نيكلسون