تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
شيخ همان كس را گفت : « او را بر دوش خود برگير و به خانهء خود ببر » . چنان كرد . و از او مىآرند كه گفت : « تو در ميان دو نسبتى : يكى نسبتى به آدم - عليه السّلام و نسبتى به حق . چون به آدم - عليه السّلام - نسبت كردى در ميان شهوتها و مواضع آفتها افتادى ، كه نسبت طبيعت بىقيمت بود ؛ چون نسبت به حق كردى در مقامات كشف و برهان و عصمت و ولايت افتادى . آن يك نسبت به آفت بشريّت بود و اين يك نسبت به حق عبوديّت . نسبت به آدم در قيامت منقطع شود و نسبت عبوديت هميشه قايم ، تغيّر بدان روا نباشد . چون بنده خود را به حقّ نسبت كند محلش اين بود كه ملايكه گويند : أ تجعل فيها و ما للتّراب و ربّ الارباب ؟ و چون بنده را به‌خودىخود نسبت كند محلش اين بود كه گويند : يا عباد لا خوف عليكم اليوم و لا انتم تحزنون » . و گفت : « بارهاى گران حق - تعالى - به جز از بارگيران حق - تعالى - نتوانند كشيدن ، كما قال النّبى - صلّى اللّه عليه و سلّم - انّ للّه - تعالى - افراسا يركبهنّ جميعا » . و گفت : « هر كه نسبت خويش با حق - تعالى - درست گردانيد ، نيز هرگز اثر نكند در وى منازعت طبع و وسوسهء شيطان » . و گفت : « هر كه مكنت آن دارد كه حق - تعالى - را ياد كند مضطرّ نيست ، كه مضطرّ آن بود كه او را هيچ آلت نبود كه بدان خداى - تعالى - ياد كند » . و گفت : « هر كه دلالت كند در اين طريق به علم ، مريدان را فاسد گردانيد . اما هر كه دلالت كند ايشان را به سرّ و حيات ، راه نمايدشان به زندگى » . و گفت : « گمراه نشد درين راه هيچ‌كس مگر به سبب فساد ابتدا ، كه ابتداء فساد باشد كه به انتها سرايت كند » . و گفت : « چون تو را چيزى پديد آيد از حق - تعالى - نگر زنهار تا [ به ] بهشت [ و ] دوزخ بازننگرى ، و چون ازين حال بازگردى ، تعظيم آنچه حق - تعالى - تعظيم كرده است به جاى آورى » . و گفت : « هر كه در عطا راغب بود او را هيچ مقدارى نبود ، آن كه در معطى راغب بود عزيز است » . و گفت : « عبادت به طلب صفع ( ؟ ) و عفو از تقصيرات نزديكتر است از آن كه براى طلب عوض و جزاى آن بود » .
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 315 | فريد الدين العطار النيسابوري / رينولد آلين نيكلسون