رجا نشيند كاهل شود ، و ليكن گاه بر آن و گاه بر اين و گاه ميان اين و آن » . و گفت : « عبوديّت اتّباع امر است بر مشاهدهء امر » . و گفت : « شكر شناختن عجز خود است از كمال شكر نعمت » . و گفت : « تصوّف قطع علايق است و رفض خلايق و اتصال به حقايق » . و گفت : « علامت شوق دوست داشتن مرگ است در حال راحت » . و گفت : « غيرت از صفات مريدان باشد و اهل حقايق را نبود » .
و گفت : « عارف از انوار علم روشن گردد تا بدان عجايب غيب بيند » . و گفت :
« مثل مجاهدهء مرد در پاك كردن دل ، چنان است كه كسى را فرمايند كه اين درخت بركن . هر چند انديشه كند كه بركند نتواند . گويد كه صبر كنيم تا قوّت يابيم . آنگاه هر چند ديرتر رها كند ، درخت قوىتر گردد و او ضعيفتر مىشود و به كندن دشوارتر » . و گفت :
« هر كه را ايمان بود با اوليا ، از اولياست » . و گفت : « اوليا مشهور بود اما مفتون نبود » .
نقل است كه چون شيخ ابو عثمان بيمار شد ، طبيب آوردند ، گفت : « مثل اطباء من مثل برادران يوسف است كه پرورشدهنده ، قدرت بود ، و برادران تدبير در كار او مىكردند » . يعنى تدبير خلق نيز از تقدير قدرت است .
نقل است كه به وقت وفات سماع خواست ، وصيت كرد كه : « بر جنازه من ، امام ابو بكر فورك بر من نماز كند » . اين بگفت و وفات كرد . عليه الرّحمة .
93 - 21 ذكر ابو القاسم نصرآبادى ، رحمة اللّه عليه
آن داناى عشق و معرفت ، آن درياى شوق و مكرمت ، آن پختهء سوخته ، آن افسردهء افروخته ، آن بندهء عالم آزادى ، قطب وقت ابو القاسم نصرآبادى - عليه الرحمة - سخت بزرگوار بود در علوّ حال ، و مرتبهيى بلند داشت و سخت شريف بود به نزديك جملهء اصحاب ، و يگانهء جهان بود و در عهد خود مشار اليه بود . در انواع علوم خاصّه در روايات عالى و علم احاديث كه