تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
و گفت : « بندهء خاصّ باش خداى را تا از اغيار نگردى » . و گفت : « سعى احرار از بهر نفس خويش نبود بل كه براى برادران بود » . و گفت : « شريف همت باش ، كه به همّت شريف به مقام مردان توان رسيد نه به مجاهدات » . و گفت : « لذت معامله نيابند با لذت نفس ، از جهت آن كه اهل حقايق خود را دور كرده‌اند از اهل علايق ، و قطع كرده‌اند آن علايق كه ايشان را قاطع است از حق ، پيش از آن كه آن علايق بر ايشان راه بريده گرداند » . و گفت : « هر كه جهد نكند در معرفت خويش قبول نكنند خدمت او » . و گفت : « روح صلاح به هر كه رسد لازم گيرد مطالبهء نفس به صدق در جملهء احوال ، و هر كه روح معرفت به وى رسد او بشناسد موارد و مصادر كارها ، و هر كه روح مشاهده به دو رسد مكرم گردد به علم لدنّى » . نقل است كه او دعايى داشت آزموده ، وقتى او را نگينى در دجله افتاد . آن دعا برخواند . حالى نگاه كرد ، نگين در ميان كتاب بازيافت . شيخ ابو نصر سرّاج گويد : « آن دعا اين بود : يا جامع الناس ليوم لا ريب فيه ، اجمع ضالّتى » . چون وفاتش نزديك آمد به بغداد بود و خاك او به شونيزيه است ، آنجا كه سرى سقطى و جنيد . رحمة اللّه عليه .

88 - 16 ذكر شيخ [ ابو ] على رودبارى ، رحمة اللّه عليه

آن رنج‌كشيدهء مجاهده ، آن گنج گزيدهء مشاهده ، آن بحر حلم و دوست دارى ، شيخ [ ابو ] على رودبارى - رحمة اللّه عليه رحمة واسعة - از كاملان اهل طريقت بود و از اهل فتوت ، و ظريف‌ترين پيران و عالم‌ترين ايشان به علم حقيقت ، و در معامله و رياضت و كرامت و فراست بزرگوار بود ؛ و اهل بغداد جمله حضرت او را خاضع بودند و جنيد قايل فضل او بود ؛ و به همه نوعى به صواب بود و در حقايق زبانى بليغ داشت ؛ و در مصر مقيم بودى و صحبت جنيد و نورى و ابن جلّا يافته ؛ و او را كلماتى بليغ و اشاراتى عالى است . نقل است كه جوانى مدتى بر او بود . چون بازمىگشت گفت : « شيخ چيزى بگويد » . گفت : « اى جوانمرد اجتماع اين قوم به وعده نبود و پراگندن ايشان
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 285 | فريد الدين العطار النيسابوري / رينولد آلين نيكلسون