بازدارد » . و گفت : « نشايد كه مريدان چيزى آموزند ، مگر آن چه در نماز بدان محتاج باشند و فاتحه و قل هو اللّه احد . و هر مريدى كه زن كند و علم نويسد ، از او هيچ نيايد » . و گفت : « هر كه ميان خود و حضرت خداى توبرهيى پرطعام نهاده است ، آنگه خواهد كه لذّت مناجات يابد ، اين هرگز نبود » . و گفت : « دنيا در دل مريدان تلختر از صبر است . چون معرفت به دل ايشان رسد ، اين صبر شيرينتر از عسل گردد » . و گفت : « شما را كه درويشانايد ، به خدا شناسند و از براى او اكرام كنند .
بنگريد تا در خلا با وى چگونهايد ؟ » . و گفت : « زمين درخشان است از متعبّدان چنان كه آسمان درخشان است به ستارگان » . و گفت : « فاضلترين اعمال ، علم اوقات آموختن است و آن علم آن است كه نگهدارندهء نفس باشى و نگهدارندهء دل و نگهدارندهء دين » . و گفت : « خاطرها چهار است : خاطرى است از حق كه بنده را دعوت كند به حق ؛ و خاطرى است از ملك كه بنده را دعوت كند به طاعت ؛ و خاطرى است از نفس كه دعوت كند به آرايش نفس و تنعّم به دنيا ؛ و خاطرى است از شيطان كه دعوت كند به حقد و حسد و عداوت » . و گفت : « بلا چراغ عارفان است و بيداركنندهء مريدان و هلاككنندهء غافلان » . و گفت : « همّت اشارت خداى است و ارادت اشارت فريشته و خاطر اشارت معرفت و زينت تن اشارت شيطان و شهوات اشارت نفس و لهو اشارت كفر » . و گفت :
« خداى - تعالى - هرگز صاحب همّت را عقوبت نكند ، اگر چه معصيت رود بر وى » . و گفت : « هر كه را همّت است ، او بيناست و هر كه را ارادت است ، او نابيناست » . و گفت :
« هيچ شخصى بر هيچ شخصى سبقت نگيرد و هيچ عمل [ را ] بر هيچ عمل پيشى نبود ، و لكن پيشى آن بود كه صاحب همّت بر همّتهاى ديگر سبقت گيرد و همّتها از اعمال غيرى در پيش شود » . و گفت : « اجماع چهار هزار پير طريقت است كه : نهايت رياضت اين است كه هرگه كه دل خود طلبى ، ملازم حق بينى » . و گفت : « هر كه در موافقت به حقيقت رسيده باشد ، از آن ترسد كه حظّ او از
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: فريد الدين العطار النيسابوري
ص٢٦