تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
باشد كه كسى چيزى به بول بشويد . پندارد كه پاك شد . رنگش برود اما همچنان نجس باشد . هر كه برون مرد بود درون مرد بود . آنجا كه قدم اين جوانمردان است همهء مريدان مشرك‌اند و بناى راه ارادت مريدان بر شرك است . ايمان را ضدّ است ، و آن كفر است ، و توحيد را ضدّ است و آن تشبيه است و ضدّ يقين شكّ است ، و اين همه حجاب است كه اين همه درگاههايى است كه مريدان را ببايد گذشت و اين زنّارها ببايد بريد » . و گفت : « در كارها كه نفس تو موافق باشد با دل ، دل برگير از آن ، و هر كارى كه در وى خلاف نفس است آنجا دل بنه ، و قدم استوار كن تا تو را به خزانهء قبول فرستند ، اگر چه صورت طاعت ندارد . اولئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنات » . و گفت : « همهء چيزهايى كه در تصرف اسم آمد و در حيّز وجود ، كمتر از ذره‌يى است در قبضهء قدرت » . و گفت : « چون حق ظاهر شود عقل معزول گردد . هر چند حق به مرد نزديك مىشود عقل مىگريزد ، زيرا كه عاجز است . عاجزى را هم ادراك به عاجزى بود ، و معرفت ربوبيّت نزديك مقرّبان حضرت ، باطل شدن عقل است ، از بهر آن كه عقل آلت اقامت كردن عبوديّت است نه آلت دريافتن حقيقت ربوبيّت . و هر كه را مشغول كردند به اقامت بندگى و از وى ادراك حقيقت خواستند عبوديّت از او فوت شد و به معرفت حقيقت نرسيد » . و گفت : « فاضل‌ترين عبادت غايب شدن است از اوقات » . و گفت : « ما پديدآمدگان ازل و ابديم و در اين شكّ نيست و ازل نشان ربّانى است در وقت ازل الآزال . آن‌گه خلق را به ديدن اين خواند » . و گفت : « سخن در راه معاملت نيكوست و ليكن در حقايق بادى است كه از بيابان شرك جهد ، و نكويى است كه از عالم بشريت پديد آمد » . و گفت : « چهار چيز است كه مناسبت ندارد و به حال عارف لايق نبود : زهد و صبر و توكّل و رضا ، كه اين چهار چيز صفت قالبها است و صفت روح ازين منزه است » . و گفت : « فرزند ازل و ابد باشى بهتر از آن كه فرزند اخلاص و صفا و صدق و
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 274 | فريد الدين العطار النيسابوري / رينولد آلين نيكلسون