تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
دور تر بود . به ايشان نمودند كه : كار ما از علت پاك است و نظر از علت است ، و طلب شما بر دامن وجود بستم به حكم كرم ، و نموده را بر دامن ديده بستم . نموده بود كه شما به نظر آورديد ، نه نظر علّت ديده بود » . و گفت : « اين خلق در عالم عبوديّت فروشدند . هيچ‌كس به قعر نرسيد ، هيچ‌كس اين درياى عبوديّت را عبور نتوانست كردن . چون سرّ اين بدانى آنگاه اين بندگى از تو درست آيد . راه اهل حقيقت در عدم است . تا عدم قبله ايشان نيايد راه نيابند ، و راه اهل شريعت در اثبات است ، هر كه بود خود نفى كند به زندقه افتد اما در راه حقيقت هر كه اثبات خود كند به كفر افتد . بر درگاه شريعت اثبات بايد ، بر درگاه حقيقت نفى ؛ ديدهء صورت جز صورت نبيند و ديدهء صفت جز صفت نبيند . و اين حديث وراى عين است و وراى صفت . بايد كه از درياى سينهء تو نهنگى خيزد ذات خوار و صفات خوار و صورت خوار ، و هر صفت كه در عالم هست فروخورد . آنگاه مرد روان شود و لا يبقى فى الدّار ديّار . دولت در عدم تعبيه است و شقاوت در وجود ، راه عدم در قهر است و راه وجود در لطف ، و اين خلق عاشق وجودند و منهزم از عدم . از براى آن كه نه عدم دانند و نه وجود . آن كه خلق وجود دانند نه وجود است به حقيقت ، بل كه عدم است و آنچه عدم مىدانند نه عدم است . عدم ، اين جوانمردان به محو اشارت كنند كه عدمى بود عين وجود و محوى بود عين اثبات ، كه هر دو طرف او از عين اثبات پاك است ، و وجودى كه يك طرف او عين و رقم حيات دارد ، لم يكن فكان » . و گفت : « مريد در اول قدم مختار بود ، چون بالغ شود اختيارش نماند . علم او در جهل خود بيند ، هستى او در نيستى خود بيند ، اختيار او در بىاختيارى خود بيند ، بيان كردن او بيش از اين ، آفت است . اشارت و عبارت محرم اين حديث نيست . اين حديث نه اشارت نه عبارت نه قال نه حال نه بود نه نابود . اگر خواهى كه به مجاهده بدانى ندانى ، كه در درياى هند و روم مجاهده است ، در درياى اسلام مشاهده بايد . كه مجاهده‌يى كه در آن مشاهده نبود همچنان
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 273 | فريد الدين العطار النيسابوري / رينولد آلين نيكلسون