تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
شيخ را مريدى بود . روزى غسل جمعه آسان فرا گرفت ، پس روى به مسجد نهاد و در راه بيفتاد و رويش مجروح گشت تا لابدّش بيامد و بازگشت و غسل كرد . اين سخن با شيخ بگفت . شيخ گفت : « شاد بدان باش كه سخت فراگيرند . اگرت فروگذارند از تو فارغ‌اند » . نقل است كه شيخ وقتى به نيشابور آمد . اصحاب بوعثمان را گفت كه : « شما را به چه فرمايند ؟ » گفت : « به طاعت دايم ، و تقصير در وى ديدن » . شيخ گفت : « اين گبرگى محض است كه شما را مىفرمايند . چرا رغبت نفرمايند به ديدار آفريننده و دانندهء آن ؟ » . نقل است كه يك‌بار شيخ ابو سعيد ابو الخير قصد زيارت مرو كرد . بفرمود تا كلوخ براى استنجاء در توبره نهادند . گفتند : « شيخا در مرو كلوخ همىيابيم . سرّ اين چيست ؟ » . شيخ گفت : كه : « شيخ ابو بكر واسطى گفته است - و او سر موحّدان وقت خويش بوده است - كه : خاك مرو خاكى زنده است روا ندارم كه من به خاكى استنجا كنم كه زنده باشد و او را ملوّث گردانم » . و از كلمات اوست كه : « در راه حق خلق نيست و در راه خلق حق نيست . هر كه روى در خود دارد قفاء او در دين بود ، و هر كه روى در دين دارد قفاء او در خود بود . هر كجا كه تويى توست حظ توست و خلاف راه است ، و هر كجا كه ناكامى توست مجال دين آنجاست » . و گفت : « شرع توحيد است و حقّ توحيد . شرع توحيد را گذر به درياى نبوّت است ، و حقّ توحيد محيط است . راه شرع بر آلت است چون سمع و بصر ، و اثبات تو نسبت به شرك دارد و وحدانيّت از شرك منزّه است . ايمان كه رود در كوكبهء شرك رود . ايمان پاك است اما غذاء او ظنّ . شرك صورت نبندد و معرفت همچنين و علم و حال ، و اين خلق در درياى كينونيّت غرق شده‌اند و اسباب دستگير ايشان نه ، به واسطهء انبيا از درياى خلقيّت و بشريّت بيرون گذرند و در درياى وحدانيّت غريق شوند و مستهلك شوند . كس از ايشان نشان ندهد . شرع توحيد چون چراغ است و حقّ توحيد چون آفتاب . چون آفتاب نقاب از جمال جهان‌آراى خود برگيرد ، نور چراغ به عالم عدم شود . موجودى بود در عدم . و نور چراغ را با