تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
پرسيدند از دليل كردن شاهد بر غايب . گفت : « استدلال چگونه توان كرد از صفات كسى كه او را مثل باشد ، بر آن كه او را مثل نباشد ؟ » . و از او پرسيدند از معرفت . گفت : « منت ديدن است در كلّ احوال و عجز گزاردن شكر نعمتها به جملهء وجود ، و بيزارى است از پناه گرفتن و قوّت يافتن از همهء چيزها » . و از او پرسيدند كه : « صفت مريد چيست ؟ » . گفت : « آن است كه حق - تعالى - فرموده است :
ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ
. يعنى زمين با بسط و فراخنايى خود تنگ است بر مريدان ، و تن ايشان بر ايشان تنگ گشته است . گرد جهانى مىطلبند بيرون هر دو عالم » . و گفت : « اهل محبت بر آتش شوق كه به محبوب دارند تنعّم مىكنند بيشتر و خوش‌تر از تنعم اهل بهشت » . و گفت : « دوست داشتن تو خويش را ، هلاك كردن است خويش را » . و گفت : « احوال خود به دو نمىبود ، چون به استاد ، حديث نفس شد و ساختن طمع گشت » - و اين سخن پسنديده است كه هر چه نفس را در آن مدخل پديد آيد ، آن كدورت منى ، تصفيهء آن را تباه كند - و گفت : « تمنا و امل از فساد طبع است » . رحمة اللّه عليه .

85 - 13 ذكر شيخ ابو بكر واسطى ، رحمة اللّه عليه

آن معظّم مسند ولايت ، آن موحّد مقصد عنايت ، آن خضر كنز حقايق ، آن بحر رموز دقايق ، آن وراى صفت قابضى و باسطى ، قطب جهان ابو بكر واسطى - رحمة اللّه عليه - كاملترين مشايخ عهد بود ، و شيخ الشّيوخ عهد و وقت و عالىترين اصحاب ، و بزرگ‌همت‌تر از او ، كس نشان نداد ، در حقايق و معارف هيچ‌كس قدم از پيش او ننهاد و در توحيد و تجريد و تفويض بر همه سابق بود و از قدماء اصحاب جنيد . و گويند از فرغانه بود و به واسط نشستى و به همهء انواع محمود بود و بر همهء دلها مقبول ، و تا صاحب نفسى نبود به عداوت او بيرون نيامد . عباراتى غامض داشت و اشاراتى مشكل و معانى بديع و عجيب و كلماتى بلند ، تا هر كسى را مجال نبودى