تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
از آفت نفس خويش و از عمل شيطان » . و گفت : « تا ديو فريب نمايد خداوند ننمايد . چون ديو نتواند فريفت خداوند به كرامت فريبد ، و اگر به كرامت نفريبد به لطف خويشتن بفريبد ، پس آن‌كس كه بديها نفريبد جوانمرد است » . و گفت : « در غيب دريايى است كه ايمان همهء خلايق همچو كاهى است بر سر دريا ، باد همىآيد و موج همىزند . ازين كنار تا بدان كنار ، و گاه‌گاه از آن كنار با اين كنار ، گاه به سرّ دريا » . و گفت : « جوانمردى زبانى است بىگفتار ، و بينايى است بىديدار ، تنى است بىكردار ، دليلى است بىانديشه ، و چشمه‌اى است از دريا و سرّهاى دريا » . و گفت : « عالم علم بگرفت ، و زاهد زهد بگرفت و عابد عبادت ، و با اين فرا پيش او شدند . تو پاكى برگير و ناپاك فراپيش او شو كه او پاك است » . و گفت : « هر كه را زندگانى با خدا بود بر نفس و دل و جان خويش قادر نبود . وقت او خادم او بود و بينايى و شنوايى او حق بود و هر چه در ميان بينايى و شنوايى او بود سوخته شود ، و به جز حق هيچ‌چيز نماند : قل :
اللَّهُ ، ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ
» . و گفت : « اگر كسى از تو پرسد كه : فانى باقى را بيند ؟ بگو كه : امروز در اين سراى فنا بندهء فانى باقى را مىشناسد ، فردا آن شناخت نور گردد تا در سراى بقا به نور بقا باقى را بيند » . و گفت : « اولياء خداى را نتوان ديد ، مگر كسى كه محرم بود چنان كه اهل تو را نتواند ديد مگر كسى كه محرم بود . مريد هر چند كه پير را حرمت بيش دارد ديدش در پير بيش دهد » . و گفت : « هر كسى ماهى در دريا گيرد ، اين جوانمردان بر خشك گيرند و ديگران كشت بر خشك كنند ، اين طايفه بر دريا كنند » . و گفت : « اگر آسمان و زمين پر از طاعت بود ، آن را قدرى نبود ، اگر در دل انكار جوانمردان دارد » . و گفت : « هزار مرد اين جهان تو را ترك بايد كرد تا به يك مرد از آن جهان برسى ، و هزار شربت زهر بايد خورد تا به يك شربت حلاوت بچشى » . و گفت : « دريغا هزار بار دريغا ، كه چندين هزار سرهنگ و عيّار و مهتر و سالار و خواجه و برنا كه در كفن غفلت به خاك
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 247 | فريد الدين العطار النيسابوري / رينولد آلين نيكلسون