جانب عفو پديد نيست ازين جانب هم پشيمانى پديد نيست ، بكوش تا بكوشيم كه بر آنچه گفتهايم پشيمان نيستيم » . و گفت : « روى به خدا بازكردم . گفتم : الهى روز قيامت داورى همه بگسلد و آن داورى كه ميان من و توست نگسلد » . و گفت : « چون به جان نگرم جانم درد كند ، و چون به دل نگرم دلم درد كند ، چون به فعل نگرم قيامتم درد كند ، چون به وقت نگرم درد توام كنى . الهى نعمت تو فانى است و نعمت من باقى و نعمت تو منم و نعمت من توى » و گفت : « الهى هر چه تو با من گويى من با خلق تو گويم و هر چه تو با من دهى من خلق تو را دهم » . و گفت : « الهى حديث تو از من نپذيرند » . و گفت - كه هيچكس نبود با او نشسته - و مىگفت : « تو مرا چيزى گفتى كه در اين جهان نيايد ، و من تو را جوابى دادم كه در هر دو جهان نيايد » . و چنين بسيار بودى كه جوابى همىدادى و كسى حاضر نبودى .
و گفت : « الهى روز بزرگ ، پيغامبران بر منبرهاى نور نشينند و خلق نظارهء ايشان بود و اولياء تو بر كرسىها نشينند از نور ، خلق نظارهء ايشان بود . بو الحسن بر يگانگى تو نشيند تا خلق نظارهء تو بود » . و گفت : « الهى سه چيز از من به دست خلق مكن : يكى جان من كه من جان از تو گرفتم به ملكالموت ندهم و روز و شب با من توى . كرام الكاتبين در ميان چه كار دارند ؟ و ديگر سؤال منكر و نكير نخواهم ، كه نور يقين تو با ايشان دهم ، تا به تو ايمان نيارند دست وانگيرم » . و گفت : « اگر بندهيى همهء مقامها به پاكى خود بگذارد ، هستى حق هيچ آشكارا نشود تا هر چه از او فروگرفته است با او ندهند » . و گفت : « الهى مرا در مقامى مدار كه گويم : خلق و حق ، يا گويم : من و تو . مرا در مقامى دار كه در ميان نباشم همه تو باشى » . و گفت : « الهى اگر خلق را بيازارم همينكه مرا بينند راه بگردانند ، و چندان كه تو را بيازرديم تو با مايى » . و گفت : « اين راه پاكان است . الهى ! با تو دستى بزنم تا به تو پيدا گردم در همهء آفريده ، يا فروشوم كه ناپديد گردم . صدق آن برزيدم ، آن نيافتم ، كه كرامت هر زاهد
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: فريد الدين العطار النيسابوري
ص٢٢٧