غذاى تو گردانيد و تو را به پاكى پرورش داد همچنان از دنيا بيرون بردت از ميان گناه و معاصى و شراب رحمت و مغفرت و عزّت چشاند ، و پاك گرداند و در بهشت فرودآرد پاك از همه آفتى » . و گفت : « خداى - تعالى - عاصيان را دوست مىدارد ، خطاب مىكند سيّد المرسلين را - صلوات اللّه و سلامه عليه -
كه : نماز شب كن تا مقام شفاعت يا بى ، به نيّتى كه مادران شب دايه را بيدار كنند تا شير به فرزند دهند » .
گفتند : « فتوت چيست ؟ » . گفت : « حركت كردن از براى ديگران و از پيغمبر بود - عليه السلام - كه فردا همه خواهند گفت : نفسى نفسى ، او خواهد گفت : امّتى امّتى » . و گفت : « جمع اثباتى است بىنفى و تفرقه نفيى است بىاثبات ، و تفرقه آن بود كه به تو منسوب بود و جمع آن كه از تو برده باشد » . و گفت : « فقر عطاى حق است ، هر كه به حقّ آن قيام نكند به سبب آن كه از او شكايت كند ، آن سبب عقوبت او گردد » . و گفت : « اگر توبه از بيم دوزخ يا اميد بهشت مىكنى ، بىهمتى است . توبه بر آن كن خدايت دوست دارد : ان اللّه يحبّ التّوّابين » . و گفت : « توكل صفت انبيا بود و تسليم صفت ابراهيم و تفويض صفت پيغمبر ما - صلّى اللّه عليه و سلم - صاحب توكل به وعده آرام گيرد و صاحب تسليم به علم ، و صاحب تفويض به حكم ، و توكل بدايت باشد و تسليم وسط و تفويض نهايت » . و گفت : « صاحب معرفت باش به خداى تا هميشه شاد باشى » . و گفت :
« عالم را روا نبود كه خبر دهد مگر آن چه خوانده باشد ، و عارف را روا نبود كه خبر دهد مگر [ آنچه ] يافته باشد » . و گفت : « چنان كه ربوبيّت از حق زايل نشود ، بايد كه عبوديّت كه صفت بنده است از بنده زايل نشود » . و گفت : « اول مقام بنده علم است به خداى و غايتش معرفت خداى و فايدهء آن مشاهده است ؛ و بنده بازنهبايستد از معصيت مگر به تهديد و وعيد به انواع عقاب ، و آزاد آن است كه او را از كرم ، كشف چيزى كند ، بسنده بود او را از زجر و نهى » . و گفت : « عقل را دلالت ، و حكمت را اشارت ، و معرفت را شهادت » . و گفت : « توحيد نظر كردن است در اشياء به عين
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: فريد الدين العطار النيسابوري
ص١٩٧