چون رأى كودكان بود و صولت چون صولت شيران » . و گفت :
« شيوهء سلاطين آن است كه از ايشان صبر نيست ، و با ايشان طاقت نيست » . و گفت : « معنى و لا تحمّلنا ما لا طاقة لنا به ، پناه خواست از فراق » . و گفت : « تواضع توانگران درويشان را ديانت است و تواضع درويشان توانگران را خيانت » . و گفت : « اگر ملايكه طالب علم را پر بگسترانند ، آن كه طالب معلوم بود خود چگونه بود ؟ » . و گفت : « اگر طلب علم فريضه است ، طلب معلوم فريضهتر » . و گفت : « مريد آن است كه در عمر خويش نخسبد و مرد آن كه يك ساعت نخسبد و پيغامبر چنين بود - عليه السلام - چون از معراج بازآمد هرگز ديگر نخفت زيرا كه همه دلشده بود » . و گفت : « ابراهيم - عليه السلام - اسماعيل را گفت : اى پسر در خواب ديدم كه تو را قربان همىبايد كرد . گفت : اى پدر اگر نخفتيى آن خواب نديدى » . و گفت : « ديدار در دنيا به اسرار بود و در آخرت به ابصار » . و گفت :
« ارادت و همّت امانت حق است پيش ارباب بدايات و اصحاب نهايت . ارباب بدايت به ارادت طاعت مجاهده توانند كرد و اصحاب نهايت به همّت به مكاشفه و مشاهده توانند رسيد ؛ و همّت چون كيمياست طالب مال را ، و همّت قرارى است بىآرام كه هرگز ساكن نشود نه در دنيا و نه در آخرت » . و گفت : « جهد توانگران به مال است و جهد درويشان به جان » . و گفت : « صحبت كردن با اژدها آسانتر كه با درويشى كه همه بخيل است » . و گفت : « بزرگترين همهء چيزها نشستن بر بساط فقر است و ترك گرفتن آفاق به كلّى ، چنان كه او را نه معلومى بود ، نه جاهى ، نه مالى ، نه چيزى » . گفتند : « هركس كه بدين صفت بود ، او را هيچ ثواب بود ؟ » . گفت : « آن چه مردمان مىپوشند او مىپوشد و آنچه مىخورند او مىخورد و ليكن به سرّ از ايشان جدا بود » . و گفت : « وقت تو آن است كه آنجااى ، اگر وقت تو دنياست به دنيايى و اگر عقباست به عقبايى ، و اگر شادى است در شاديى و اگر اندوه است در اندوهى » . و گفت : « چنان كه تو را از شكم مادر بيرون آورد از ميان نجاست و شير پاك خالص
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: فريد الدين العطار النيسابوري
ص١٩٦