جز از وى گويد در مقال خود ، كاذب باشد » . و گفت : « هر كه نيّت مخالفت پير كند ، بر طريقت بنماند و علاقهء ايشان بريده گردد هر چند در يك بقعه باشند ؛ و هر كه صحبت پيرى كند آنگاه به دل اعتراض كند عهد صحبت بشكست و توبه بر وى واجب شد » - با آن كه گفتهاند : حقوق استاد را توبه نباشد - و گفت : « ترك ادب درختى است كه راندن بار آرد . هر كه بىادبى كند بر بساط پادشاهان ، به درگاه فرستند و هر كه بىادبى كند بر درگاه ، با ستوربانى فرستند » . و گفت : « هر كه با او صحبت كند بىادب ، جهل او او را به كشتن سپارد زود » . و گفت : « هر كه را ايستادگى نبود با خداى در بدايت ، نتواند نشست با او در نهايت ؛ و در نهايت ايستادگى از راه مجاهده ، نشستنى دست دهد از راه مشاهده » . و گفت : « خدمت كه بود بر درگاه بود . بر بساط ، مشاهده بود به نعت هيبت ، بعد از آن افسردگى بود از استيلاء قربت ، بعد از آن فنا بود از خود در تمامى غيبت ، و از بهر اين است كه احوال مشايخ در نهايت از مجاهده به سكون بازمىگردد و اوراد ظاهر ايشان برقرار نمىماند » .
و گفت : « چون مريد مجرّد بود در بدايت از همّى ، و در نهايت از همّتى ، او معطّل بود » - و همّ آن است كه مشغول گرداند ظاهر او را به عبادت ، و همّت آن است كه جمع گرداند باطن او را به مراقبت - و گفت : « شاديى طلب تمامتر از شادى وجدان ، از بهر آن كه شادى وجدان را خطر زوال است و در طلب اميد وصال » . و گفت : « اين حديث نه به علّت است و نه از جهد ، و ليكن طينت است ، كما قال اللّه يحبهم و يحبّونه - گفت ايشان را دوست داريم و ايشان ما را دوست دارند - و در ميان ، ذكر طاعت و عبادت نكرد و
محبت مجرّد ياد كرد از علت » . و گفت : « مصيبت ما امروز بيش از مصيبت اهل دوزخ خواهد بود فردا ، از بهر آن كه اهل دوزخ را فردا ثواب فوت خواهد شد ، و ما را امروز به نقد وقت مشاهدهء خدمت حق فوت مىشود ؛ و تو فرق مىكن ميان اين دو مصيبت » . و گفت : « هر كه
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: فريد الدين العطار النيسابوري
ص١٩٤