« زاهد آن باشد كه هيچ نيابد و دلش شاد بود به نايافتن ، تا جدّ و جهد لازم گيرد و احتمال ذلّ كند به صبر ، و راضى باشد تا بدين بميرد » . و گفت : « تصوّف همه خلق است . هر كه را خلق بيشتر تصوّف زيادتتر » . و گفت : « فراست پيدا شدن يقين است و ديدار غيب ، آن از اثر ايمان و مشاهده است » . و گفت : « محبّت ايثار است براى محبوب » . و گفت : « تصوّف صفوت است و مشاهده » . و گفت : « صوفى كسى است كه طاعت او نزديك او جنايت بود كه از آن استغفار بايد كرد » .
و گفت : « استغفار توبه است و توبه اسمى است جامع شش چيز : اوّل پشيمانى بر آنچه گذشت . دوّم عزم آن كه بيش به گناه رجوع نكند . سيّوم گزاردن هر فريضه كه ميان او و خداست . چهارم اداء مظالم خلق . پنجم گدازانيدن هر گوشت كه از حرام رسته باشد . ششم تن را الم طاعت بچشاند چنان كه حلاوت معصيت چشانيد » .
و گفت : « اوّل وجد حلو است و ميانه مرّ و آخر سقم » . [ و گفت : ] « توكّل در اصل متابعت علم است و در حقيقت كامل شدن يقين » . و گفت : « عبادت هفتاد و دو باب است : هفتاد و يك در حياء است از خداى ، تعالى » . و گفت : « علم به خداى تمامتر از عبادت خداى را » . و گفت : « طعام مشتهى لقمهيى است از ذكر خداى - تعالى - در دهان يقين ، كه در حالت توحيد آن لقمه را از مايدهء رضا برگرفته باشى با گمان نيكو به كرامت حق » .
و گفت : « خداى - تعالى - هرگز بندگان را زبان به دعا گشاده نكند و به عذر خواستن مشغول نگرداند ، تا در مغفرت گشاده نكند » . و گفت : « چون افتقار به خدا درست شود ، عنايت درست شود ، از جهت آن كه اين دو حالت تمام نشوند مگر به يكديگر » . و گفت : « دردى به وقت انتباه از غفلت و انقطاع از حظّ نفسانى و لرزيدن از بيم قطعيت ، فاضلتر از عبادت جنّ و انس » . و گفت : « اعمال جامهء بندگى است . هر كه او را خداى - تعالى - وقت قسمت از رحمت دور كرد ، امروز عمل را ترك گيرد . و هر كه نزديك گرداند ، بر اعمال ملازمت كند و خوف پيشه گيرد » .
و گفت :
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: فريد الدين العطار النيسابوري
ص١٢٣