تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
و گفت : « بدبخت كسى است كه معاصيى ظاهر گرداند كه بر وى فراموش باشد » . و گفت : « ولىّ آن بود كه از حال خود فانى بود و به مشاهدهء حق باقى ، و حق - تعالى - متولّى اعمال او بود ، و او را به خود هيچ اختيار نبود و با غيرش قرار نه » . و گفت : « عارف آن است كه جملهء دل خويش به مولى داده باشد و تن به خلق » . و گفت : « گمان نيكو بردن به خداى غايت معرفت بود و گمان بد بردن به نفس اصل معرفت بود به نفس » . و گفت : « هر كه ملازمت كند بر درگاه مولى ، بعد از ملازمت چه بود جز در گشادن ؟ و هر كه صبر كند به خداى ، بعد از صبر چه بود جز وصول به حق ؟ » و گفت : « صاحب استقامت باش نه صاحب كرامت ، كه نفس تو كرامت خواهد و خداى استقامت » . و گفت : « رضا سراى عبوديّت است ، و صبر در وى ، و تفويض خانهء او ؛ و مرگ بر در است و فراغت در سراى و راحت در خانه » . و گفت : « بخل سه حرف است : با ، و آن بلاست ، و خا ، و آن خسران است ، و لام ، و آن لوم است . پس بخيل بلايى است بر نفس خويش ، خاسرى است در نفاق خويش ، ملومى است در بخل خويش » . و السّلام .

69 ذكر ابو بكر كتّانى ، رحمة اللّه عليه

آن صاحب مقام استقامت ، آن عالىهمّت امامت ، آن شمع عالم توفيق ، آن ركن كعبهء تحقيق ، آن قبلهء روحانى ، ابو بكر كتّانى - رحمة اللّه عليه - شيخ مكّه بود و پير زمانه و در ورع و زهد و تقوى و معرفت يگانه بود ، و از كبار مشايخ حجاز بود و در طريقت صاحب تصنيف و صاحب تمكين ، و در ولايت صاحب مقام ، و در فراست صاحب عمل ، و در مجاهدت و رياضت سخت بزرگوار و در انواع علوم كامل ، خاصّه در علم حقايق و معرفت . صحبت جنيد و ابو سعيد خرّاز و نورى - رحمهم اللّه - يافته بود ، و او را « چراغ حرم » گفتند ؛ و در مكّه مجاور بود تا وقت وفات ؛ و از اوّل شب تا آخر شب نماز كردى و قرآن