تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
نيايد » . و از وى وصيّتى خواستند . گفت : « توشهء بسيار بساز اين ره را كه در پيش دارى » . و وفاتش در نشابور بود و در جوار ابو حفص حدّاد دفن كردند .

65 ذكر احمد مسروق ، رحمة اللّه عليه

آن ركن روزگار ، آن قطب ابرار ، آن فريد دهر ، آن وحيد عصر ، آن عاشق معشوق ، شيخ وقت احمد مسروق - رحمة اللّه عليه - از كبار مشايخ خراسان بود و از طوس بود ، امّا در بغداد نشستى ؛ و به اتّفاق همه از جملهء اولياء خداى بود و او را با قطب مدار - [ رحمة اللّه ] عليه - صحبت بود و او خود از اقطاب بود ؛ و از او پرسيدند كه : « قطب كى است ؟ » . ظاهر نكرد امّا به حكم اشارت چنان نمود كه جنيد است ؛ و او چهل كس را از مشايخ اهل تمكين خدمت كرده بود و فايده گرفته ، و در علوم ظاهر و باطن به كمال [ بود ] و در مجاهده و تقوى به غايت ، و صحبت سرى و محاسبى يافته ؛ و گفت : « پيرى نزديك من آمد و سخن پاكيزه مىگفت و خاطرى نيكو داشت و گفت : هر خاطرى كه شما را درآيد با من بگوييد » . مسروق گفت : « مرا در خاطر آمد كه : او جهود است . و اين خاطر از من نمىرفت . با جريرى گفتم : او را اين موافق نيامد . گفتم : البتّه با وى بخواهم گفت . پس او را گفتم : تو گفته‌اى كه : هر خاطر كه شما را درآيد ، با من بگوييد . اكنون مرا چنين در خاطر آمد كه : تو جهودى . ساعتى سر در پيش انداخت . پس گفت : راست گفتى و شهادت آورد . آن‌گه گفت : [ در ] همهء دين‌ها و مذاهب نگه كردم . گفتم : اگر با كسى چيزى است ، با اين قوم است . به نزديك شما آمدم تا بيازمايم . شما را بر حق يافتم » . و گفت : « هر كه به غير خداى - تعالى - شاد شود ، شادى او به جمله اندوه بود ، و هر كه را در خدمت خداوند انس نباشد ، انس او به جمله وحشت بود ، و هر كه در خواطر دل ، به خداى - تعالى - مراقبه به جاى آورد ، خداى - تعالى - او را در حركات جوارح