بنور علم همىروند ؛ و جاهلان اندر تاريكى ناداناناند « 1 » ، كه اگر زنده كردن سپس از مرگ مر خلق را از خداى تعالى وعدهء حقّست ، و اين زنده كردن كه اندرين آيت است به حكم اين آيت محكم حقّست و خود حقّست ، پس آن كس كه خداى تعالى اين سخن اندر زنده كردن او همىگويد مرده نيست بل زنده است ، و خلق را همه بدين روى همى زنده بايد شدن .
( 356 ) و حشويان امّت مر اين آيت را اين « 2 » تفسير كردهاند ، و مختلف شدهاند اندر آن كس كه خداى تعالى بدين آيت [
a
104 ] مر زنده كردن او را خواستست . گروهى گفتند كه بدين مر پيغامبر را « 3 » - صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم « 4 » - خواستست كه مر او را بنور وحى زنده كرد ، و بدان مردهء كفر و اندر ظلمات گرديده ، گفتند كه مر ابو « 5 » جهل ( را ) خواستست .
( 357 ) و غرض ما آنست كه بنماييم كه زنده كردن خداى مر خلق را سپس از مرگ بدين رويت كز جهل بعلم آردشان . پس اين مرد بدين سخن كاندرين بيتها گفتست ، و تمثيل دانا بزنده و تشبيه جاهل بمرده كرده است نمودست مر متابعان سبيل خداى را تعالى كه از متابعان اهل تأييد و تأويلست .
.
XXXIV
فصل اندر تمامى كتاب
( 358 ) اين قصيده « 6 » آنچه بما رسيد « 7 » هشتاد و دو بيتست « 8 » ، و اندرو نود و يك
هامش
( 1 ) نادانان : نادانىA( 2 ) آيت را اين : آيت و اينA( 3 ) پيغامبر را : پيغامبران راA( 4 ) و سلم : و السلامA( 5 ) ابو : پرA( 6 ) ( ص 314 ) اين قصيده . . . از سبيل حكمت دين حق : درRص 582 س 7 تا 11 آمده
( 7 ) آنچه بما رسيدA: -R( 8 ) هشتاد و دو بيتست : هشتاد و دويستAهشتاد بيتستR