بيفزودى ، كه اين چنان باشد كه گويد : آتش از خاك خشكتر است ، و ليكن آتش را خشكى همى از خاك بيفزايد . و اين محال باشد .
( 347 ) قول گروهى از فلاسفه است كه گفتند : صانع عالم نخست هيولى بابداع موجود كرد . و گروهى گفتند : بل هيولى خود بجزوهاء قديم بود بىتركيب . پس گفتند كه مر آن جزوهاء هيولى را بهرى جمع كرد جمعكردنى سخت پيوسته و افراز آمده تا ازو جوهر خاك آمد چنين گران و سخت كه هست . و بهرى را از آن جزوها - گفتند - نيز به يكديگر پيوسته كرد نه سخت بدين پيوستگى كه جزوهاء خاكست ، بل سختى « 1 » گشادهتر از خاك ، و آن آبست كآن ( از ) خاك نرمترست . و هر چند جزوهايش به يكديگر پيوسته است ، بدان سختى و محكمى نيست كه خاكست . و گفتند : آب بدانچ اندرو سختى و گشادگيست « 2 » ، بدان گرانى نيست كه خاكست ، و بدين سبب سختى « 3 » ( او ) سبكتر از خاك است ، و بر روى خاك ايستاد . و گفتند : بهريرا از آن جزوها نيز گشادهتر از آب جمع كرد ، بسبب آن گشادگى آن جزوها نيز سبكتر از آب آمد ، و آن « 4 » هواست كه بر سر آب ايستادست . و گفتند : [
b
101 ] و بهرى را از آن جزوهاء هيولى نيز گشادهتر از هوا جمع كرد « 5 » ، و آن جزوها « 6 » نيز بسبب « 7 » آن گشادهترى سبكتر از هوا ( آمد . و اگر هوا ) گشادهتر ازين شود كه هست ، آتش گردد « 8 » . و دليل بر درستى اين قول آن آوردند كه گفتند كه چو ما سنگ را بر آهن زنيم ، بشتاب هوا همىدريده شود و گشادهتر از
هامش
( 1 ) سختى : بختىA( 2 ) بدانچ اندرو سختى و كشادگيست : بدانچ بختى اندرو كشادكيستA( 3 ) سختى : بختىA( 4 ) و آن : + و اينA( 5 ) كرد : كردهA( 6 ) جزوها : جزوهاىA( 7 ) بسبب : سببA( 8 ) گردد : كردنA