تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
بينيد « 1 » ، مر ايشان را پند دهيد وز ايشان جدا خسپيد و بزنيدشان ، پس اگر شما را بطاعت آيند « 2 » بر ايشان بهانه مجوئيد » بدين آيت : « 3 » قوله
« وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ ، فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا . »
« 4 » و رسول را خداء تعالى با مشركان همين معامله فرمود كردن چنانك جاى ديگر گفت « روى از ايشان ( بگردان ) و بگوى اندر « 5 » ايشان گفتارى تمام » يعنى زليفن بده‌شان « 6 » ، كه اگر نيز عاصى شوند كشتن بينند ، بدين آيت : قوله
« فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ
« 7 »
وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً »
« 8 » و جاى ديگر گفت « بكشيدشان تا فتنه نباشد و دين مر خداى را باشد ، پس اگر از كفر بازايستند « 9 » ستم جز بر ستمكاران نيست » بدين آيت : قوله
« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ ،
« 10 »
فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ . »
« 11 » ( 341 ) پس ظاهر كرديم ببرهانهاء كتابى كه رسول بمنزلت مردى بود و همهء خلق بمنزلت زنى بودند . و خداء تعالى مردى را بمنزلت دو زن نهاده است هم اندر ميراث - كه مردى را دو چند فرمود دادن كه زنى را از ميراث ، - و هم اندر ديت - كه ديت زنى نيم از ديت مرديست ، - از بهر آنك هرك اندر دين مر او را باطن و ظاهر شريعت است او مرد دين است ، بدانچه مر او « 12 » را دو نصيب است از دين ؛ و هر كه مر او را تنزيل ( است ) بىتأويل ، او
هامش
( 1 ) بينيد : بينندA( 2 ) آيند : آيدA( 3 ) آيت : ايدA( 4 ) سورهء 4 ( النساء ) آيهء 38 ( 5 ) اندر : كى ندرA( 6 ) بده‌شان : كه رهشان ( ؟ )A( 7 ) سورهء 4 آيهء 66 ( 8 ) و عظهم : -A( 9 ) ايستند : باشندA( 10 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 189 ( 11 ) للّه : كلهA( 12 ) او : + برA