از مباشرت تا مايهء تمام فراز آيد ، آنگاه نزديكى با زنان معاهنه « 1 » كردن تا پيش از آنك آرزوى زن بجنبد مرد از حاجت خويش پرداخته باشد و نطفهء مرد بر نطفهء زن غلبه افتد . و اگر نطفه پيش آيد كه ضايع شود ، نطفهء زن ضايع شود چون نطفهء مرد جاى گرفته باشد ، آنگاه فرزند پسر آيد . و گفتند :
چو فرزند [
b
98 ] دختر باشد و مزاجش سرد وتر باشد ، و لطافت اندر تركيب فرزند سوى روى باشد ، و چون فرزند اندر شكم بگردد از بهر بيرون آمدن و سوى رويش لطافت نباشد ، نگوسار « 2 » گردد . و به حكم آن گرانى كه اندر مزاج دختر باشد ، بر مثال بربطى ( است ) كه تختهاء رويش گران باشد و پشتش سبك و تنگ باشد ؛ و چو بنهندش ، رويش زير گردد . و چون فرزند پسر آيد ، مزاجش گرم و خشك باشد ، ( پس ) سبك باشد . و چو بدان وقت كز بهر بيرون آمدن اندر شكم مادر بگردد و سرش زير شود ، چون « 3 » رويش سبكى دارد ، بدان سبكى رويش زبر « 4 » آيد ، بر مثال اين مصنوع ( كه ) پشتش گرانتر از روى باشد تا چو بجنبد رويش زبر « 5 » گردد . قول طبايعى اندر علّت آنك دختر چو از مادر جدا شود رويش زير « 6 » باشد و روى پسر زبر « 7 » باشد ، اينست .
( 339 ) و امّا جواب اهل تأييد - عليهم السّلام - مرين سؤال را آنست كه گفتند : خلقت زن ضعيفست همچو ظاهر كتاب و شريعت ، و هركس كه « 8 » تعلّق به ظاهر كتاب و شريعت ( دارد ) ، نفس او ضعيف « 9 » باشد . و ظاهريان را ( مثل )
هامش
( 1 ) معاهنه : شايد « بايد » يا « شايد »
( 2 ) نگوسار : شايد « نگونسار »
( 3 ) چون :
و چونA( 4 ) زبر : زيرA( 5 ) زبر : زيرA( 6 ) زير : زبرA( 7 ) زبر : زيرA( 8 ) هركس كه : هر يكىA( 9 ) ضعيف : طعيفA