تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
بود ، اندر عالم همى پديد آيد ، دانستيم كه اين برج را - كز آفتاب اين فعل همى اندرو تازه شود - طبعى آتشى است . وزان سپس كز قوس « 1 » بيرون شده بود و بدورتر جاى رسيده بود ، از نقطهء اعتدال ببرج آتشى برسيده [
b
90 ] بود ، چو ازو « 2 » اين فعل - كاكنون آمد كه ببرج حمل است « 3 » - نيامده بود و بسبب تازه شدن نبات و رستن تخمها و قصد جانوران بجفت گرفتن ، كه تمامى عالم بدين دو زايش است ، مرين برج را آغاز برجها نهاده‌اند « 4 » . و گفتند : اين برج آتشى است و بهارى است ، كه اثر فعل آتش اندر عالم پديد آيد چو آفتاب بدين برج آيد « 5 » . ( 318 ) و اگر كسى گويد : چو همىگويد برج حمل آتشى است ، و آتش گرم ( و ) خشك است ، چرا چو آفتاب بدين برج رسد هواى عالم همى گرم « 6 » وتر شود ، ولى پيشتر « 7 » گرم و خشك شدى بطبع ( تابستان ، اكنون كه ب ) برج حمل « 8 » - كه آتشى است - ( آمده چرا گرم وتر شود ؟ ) ، « 9 » جواب ما مر او را آنست كه گوييم جهان بزمستان سرد وتر باشد ، چو آفتاب ببرج حوت بوده باشد - كه او برج آبى است - سرد و تر ( است ) ، آنگاه چو آفتاب ببرج آتشى آيد - كه حمل است - و گرمى بر عالم افتد ، نخست مر آن سردى عالم را گرم كند تا باز سپس از آن مر ترى عالم را خشك كند و بطبع تابستان رساندش بر مثال « 10 » جامه‌ئى كه تر شده باشد و فسرده ،
هامش
( 1 ) كز قوس : كزو قوسA( 2 ) چو ازو : جو اردA( 3 ) آمد . . . حمل است : امد . . . حمل‌اندA( 4 ) برجها نهاده‌اند : برجهاء ماده‌اندA( 5 ) پديد آيد . . . آيد : بدمد امد . . . اندA( 6 ) گرم : كويمA( 7 ) ولى پيشتر : و يا بيشتر كهA( 8 ) حمل : حملىA( 9 ) از قرينه بر مىآيد كه كلماتى درين دو سطر از متن ساقط است و با مراجعه بجمله‌هاى قبل و بعد به صورت فوق تصحيح شده است ( 10 ) بر مثال : بر شالهءA