( 320 ) جواب آنچ گفت « چرا خانهء آفتاب مر برج اسد را نهادهاند ( و ) خانهء ماه مر برج سرطان را نهادهاند ؟ » آنست كه گوييم : آفتاب و ماه را « 1 » اندر عالم - و بخاصّه « 2 » اندر آنچ بر همين « 3 » زمين بوده شود از مواليد - اثر بيشتر از آن است كه مر ديگر ستارگان راست . امّا بيشى « 4 » اثر آفتاب را اندر مواليد عالم علّت آنست ( كه ) جرم آفتاب از همهء اجرام عظيمتر و قوىتر است ، و مدار او اندر فلك چهارمست « 5 » كه آن قلب افلاكست و معدن « 6 » منبع نورست ، و نور ماه و ديگر كواكب همه از آفتابست ، و احوال عالم باعتدال او معتدل است و بانقلاب او منقلبست . پس جرم عالم بكلّيّت شخصى است كه روح آن شخص جرم آفتاب منير است « 7 » . و چشم باز كردن شكوفهها و تازه روى شدن كوه و صحارى و آرايش پذيرفتن ميوهها و درختان و بيدار شدن جانوران از خواب بدان وقت كه آفتاب از مطلع خويش سر بر كند ، بر درستى اين قول كه گفتم « آفتاب روح اين عالمست » گواى ماست . و اما بيشى اثر ماه اندر مواليد عالم « 8 » و حدوث مذانب و تغيّر احوال هوا و تبديل اسباب روزگار بسبب ماه - با آنك او از ديگر كواكب سيّاره بجرم « 9 » خردترست - از آن است كو نزديكتر ستاره است به زمين ، و آثار ديگر كواكب كز مركز عالم - اعنى زمين - دوراند ، هر چند كه اجرام ايشان بزرگترست « 10 » ، بآثار ماه - كو به زمين نزديكترست - همى تغيّر پذيرند و متبدّل شوند . پس مر آفتاب را و ماه را بدين سبب كه اثر هر دو اندر عالم بيشترست از آثار ديگر
هامش
( 1 ) و ماه را : ما راA( 2 ) و بخاصه : و الخاصهA( 3 ) بر همين : همين برA( 4 ) بيشى : بيشA( 5 ) چهارمست : چهارستA( 6 ) و معدن : + برA( 7 ) منير است ( ؟ ) : ميوهاستA( 8 ) عالم : عالمىA( 9 ) سياره بجرم : بسياره الجرمA( 10 ) بزرگترست : بزكترستA