XXVII
. ( اندر زحل و اندر تخم بهار )
بيت 63
چرا كواكب را اوّل از زحل گفتند ؟ * بطبع آتش از بهر چيست تخم بهار ؟
( 315 ) غرض اين مرد ازين سؤال آنست كه همىپرسد كه چرا چو كواكب را نام برند « 1 » نخست زحل را گويند آنگاه ديگران را ؟ باز همىپرسد كه چرا مر آن ستاره را - كه نخست او را نام بردند - زحل نام نهادند ؟
اگر همىپرسد كه چرا از ستارگان نخست زحل ( را ) نام بردند ، جوابش دادن آنست كه گوييم : از بهر آنك زحل برترين ستاره ايست ازين هفت ستاره كه مدبّران « 2 » عالماند بتقدير مقدّر حكيم عليم سبحانه و تعالى ، و بر چرخ هفتم است . از بهر اين نخست مر او را نام بردند ، با آنك اهل صناعت تنجيم « 3 » ، نخست آفتاب را ثابت كنند آنگاه ماه را اندر تقاويم ، از بهر آنك سلطانان افلاك اين دو كوكباند ، و سلطانيّت آفتاب ببزرگى جرم و قوّت و تأثير اوست ، و سلطانيّت ماه بدانست كه او به زمين نزديكترست - كه او كوكبى است از كواكب « 4 » . - آنگاه از پنج ستارهء باقى نخست زحل را نويسند آنگاه مشترى را و ديگر « 5 » [
a
90 ] كواكب را به ترتيب مكانى ، از بهر آنك زحل را برترين مكانى است از مكانهاء ستارگان « 6 » ، ( و ) نيز جرم او بزرگترست از ديگر اجرام اين چهار ستاره كه نام ( آنها ) فرود ازوست .
هامش
( 1 ) نام برند : نام بردندA( 2 ) مدبران : مربرانA( 3 ) تنجيم : بنجمA( 4 ) كوكبى است از كواكب : چنين است در اصل
( 5 ) و ديگر : + و ديگرAمكررست
( 6 ) ستارگان :
ستاره كى انA