خرما بر درخت خرما مقدّم است ، و تخم گندم بر خويد « 1 » مقدّم است ، و ابداعى تخم است نه نبات ، و نبات از تخم بمنزلت خايه است از مرغ ، و بمنزلت نطفه است از حيوان ، بخلاف آنچ گفتى ، و دليل بر درستى اين دعوى آنست كه تخم نبات « 2 » ناقص است ، و نيايد « 3 » كسى را كه گويد « نبات نيز تخم « 4 » ناقص است » ، از بهر آنك مردم را - كاين « 5 » خصومت « 6 » مر او راست - از نبات « 7 » درخت ( و ) تخم ( و ) ميوه [
b
88 ] بكارست ( تا ) بگياه « 8 » و چوب و شاخ و برگ ، و تخمها جفتهاء ابداعيست ، « 9 » و زايش هر درختى از ميان آن جفت « 10 » نخست ( است ) كه بهم فراز بستست . « 11 » پس دانستيم كه درخت خرما ازين ماده و نر « 12 » زاده است ، و تخم آن درختست بيك جا بسته . و آن به مثل مر هر نوعى را از انواع نبات بمنزلت آدم و حوّاست مر مردم را و بمنزلت جفتى اسب است مر نوع اسب را ( و ) بمنزلت آسمان و زمين است مر مواليد را ، از بهر آنك هيچ موجودى نيست كه آن جز از ميان جفتى موجود حاصل شده است كه برو مقدّم است ، چنانك نفس و عقل از جفت اوّلى است كه بر جملگى موجودات مقدّم است « 13 » و عالم - كه آن آسمان و زمين دوّم است - از آن آسمان و زمين اوّلى زاده است چنانك پيش ازين گفتهايم . پس گوييم بدين بيانهاء برهانى كه نخست مرغ بوده است آنگاه خايه ، و اين خواستيم كه بگوييم .
هامش
( 1 ) خويد : ؟ ؟ ؟ حويدA( 2 ) تخم نبات : نبات تخمA( 3 ) و نيايد : و بنايدA( 4 ) نبات نيز تخم :
تخم نيز نباتA( 5 ) كاين : كين وA( 6 ) خصومت ( ؟ ) : چنين است در اصل ، و شايد مراد ادعاى مدعى باشد
( 7 ) از نبات : + وA( 8 ) بگياه : بكياA( 9 ) ابداعيست : ابداعستA( 10 ) جفت : جفتىA( 11 ) فراز بستست : فرازيستستA( 12 ) و نر : وترA( 13 ) مقدم است :
مقدسستA