XXV
. ( اندر دائره و مرغ و خايه )
بيت 60
ز دائره كه تواند نمود پيش وز پس * ز مرغ و خايه نيايد سخن مگر كه نزار .
( 306 ) اندرين سؤال چنان نموده است كه همچنانك كسى نداند « 1 » كه خطّ دائره را آغاز از كجا كردهاند ، نيز كسى نداند كه خايه پيش بوده است يا مرغ ؟ و اگر كسى اندرين باب سخن گويد ، سخنش ضعيف آيد ، يعنى برين حجّتى عقلى نتوان آوردن . سؤال اين است ، و جواب ما مرين سخن را آنست كه گوييم : اگر كسى دائرهئى بكشد ، آنگاه ديگرى را گويد بگوى كه آغاز خطّ از كجا كردهام ؟ سؤال او باطل باشد ، از بهر آنك اگر كسى نقطهئى را نشان كند و گويد آغاز خطّ اين دائره آن نقطه كردى ، [
b
87 ] بيايدش « 2 » ، لكن آن كس گويد مر او را « حجّتى بياور برين سخن كه آغاز اين خطّ ازينجاست » او را نيز بيايد « 3 » كه مر او را گويد « تو خود حجّتى بياور كه آغاز اين خطّ ازينجا نيست ، » و چو اين هر دو را بر دعوى و انكار يكديگر حجّتى عقلى قائم نشود ، درست شد كه اين سؤال باطل باشد ، بل عقل اقرار كند كه مر آن خطّ را آغازى و انجامى بوده است . و امّا گفتن كه سخن اندر پيشى و سپسى مرغ و خايه « 4 » ضعيف آيد « 5 » ، از حكما روا نيست . اين سخن عامّه است كه چنان پندارد كه مرغ جز از خايه نيايد همچنانك خايه جز از مرغ نيايد « 6 » .
هامش
( 1 ) نداند : براندA( 2 ) بيايدش : ببايدشA( 3 ) بيايد : نبايد ؟ ؟ ؟A( 4 ) كه سخن . . .
خايه : كسخن اندر مرغ و خايهء بيشى و سبسىA( 5 ) ضعيف آيد ( ز مرغ و خايه نيايد سخن مكر كه نزار ) : ضعيفاندA( 6 ) نيايد ( دو بار ) : بيايدA