تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
آن شيشه را بنهيم . چه‌گويد عاقل كه نخست كدام طبيعت بجاى ايستد ، و سپس ازو كدام ؟ و بازشدن اين سه طبيعت را - كه اندر آن شيشه آميخته باشد - تا هر يكى بجاى خويش بازشوند [
a
82 شوند هيچ پيشى و پسى « 1 » نباشد البتّه ، از بهر آنك خاك اندر ز بر نشيند بشيشه پيوسته ، و آب بر سر او و هوا بر سر آب . و ما دانيم كه چون آن طبايع را كه اندر آن شيشه آميخته شده باشد بنهيم ، هر نقطه كز آن خاك سوى بن شيشه فروگرايد از نقطهء آب وز نقطهء هوا جدا شود . و همچنانك آن نقطهء خاك فرو سو شود آن نقطهء آب كزو جدا شود ، بر سو شود هم در آن وقت ، و آن نقطهء هوا كآب ازو جدا شود همان ساعت كه آب فرو شود هوا هم در آن ساعت بر آيد « 2 » بىهيچ پيشى و سپسى البتّه . ( 301 ) پس درست كرديم كه چو اين جوهر مطبوع بدين طبايع مزدوج شد ، اين دايره بيك و هلت راست شد و هر نقطه‌ئى كز خاك سوى مركزگرايست ، ديگر نقطه بخلاف آن از آتش همان وقت سوى حاشيت عالم شد بىهيچ پيشى و سپسى ، بل فرو شدن خاك بر آمدن هوا باشد نه چيزى « 3 » ديگر ، و اين بيانى عقلى است ( و ) فلسفى كه جز بفكرت صاف « 4 » و رغبت صادق اندرين بصاير و حقايق نتوان رسيدن . ( 302 ) و امّا جواب حكماء اهل تأييد - عليهم السّلام - مرين سؤال را آنست كه گفتند : مر بودش آسمانها را بر يكديگر « 5 » پيشى و سپسى زمانى « 6 » نبود البتّه ،
هامش
( 1 ) پيشى و پسى : بيش وز بسA( رجوع به س 9 - 10 ، 14 ، 18 شود ) ( 2 ) بر آيد : بر آمدA( 3 ) چيزى : جرىA( 4 ) صافA: شايد « صافى » ( 5 ) بر يكديگر : بر ديكA( 6 ) زمانى : زمانA