تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
بدين اعراض است . پس واجب آيد ازين روى كه جوهريّت طبايع باعراض است . و پيش ازين چنان درست كرديم كه جوهريّت مر هيولى راست كه اعراض را برگرفتست . وز بهر آن چنين است كه اين دو جفت - اعنى هيولى و صورت - جفت كردهء مبدع حق‌ّاند ، و يكى را ازين دو بىجفت « 1 » خويش وجود نيست . ( 295 ) آنگاه « 2 » گفتند كه چو صورت بهيولى مزدوج شد ، طبيعت كلّى اندرين جوهر پديد آمد ، و آن آغاز حركت مكانى بود كه اندرين جواهر افتاد و جوهر جسم بتقسيم [
a
85 ] طبيعت كلّى - كه اندر اثبات او پيش ازين سخن گفتيم - منقسم شد « 3 » بدين اقسام كه ظاهر است . ( 296 ) و گفتند : چو طبيعت كلّى مر جوهر جسم مطبوع را « 4 » بجنبانيد ، هرچ ازو لطافت و روشنايى و صفوت بود بازشد فراخ ، و هرچ ازو كدورت و كثافت و تيرگى بود بر جاى خويش بماند و سخت شد . وز لطافت‌ها هرچ روشن بود كواكب گشت بشكل‌هاء مدوّر ، و هرچ از لطافت بىنور ماند ازو افلاك آمد « 5 » بتقدير صانع حكيم و فعل طبيعت كلّى . و هرچ از افلاك فروتر ماند آتش بود كز افلاك كثيف‌ترست ، و باز هوا از آتش كثيف‌ترست ، و باز آب از هوا كثيف‌ترست ، و باز خاك بغايت كثافت و گرانى است كه اندر مركز باستاد . ( 297 ) و مثل اين صنع را چنان گفتند حكما « 6 » كه كسى سنگى گران را از هوا فرود افكند بر روى آبى بزرگ راست و هموار استاده ، و از افتادن
هامش
( 1 ) ازين دو بىجفت : ازين رويى جفتA( 2 ) آنگاه : نكاهA( 3 ) شد : شدندA( 4 ) مطبوع را : مطبوع اA( 5 ) آمد : اندA( 6 ) حكما : + كفتندAمكرر است
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 257 | ناصر خسرو