تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
( 272 ) و ناگدشتن « 1 » هر صانعى از صنّاع « 2 » نباتى و حيوانى اندر تخمها و بيخها و نطفه‌هاست [
a
80 ] از آن يك صنع كه بر آن قدرت يافتست ، اعنى چو از تخم سيب جز سيب‌گرى « 3 » نيايد ، وز تخم كنجد جز كنجدگرى نيايد ، و از گاو جز گاو نزايد ، و ملازمت اين صنّاع برين صناعات معلومات دليلست ما را بر آنك مر هر يكى را « 4 » ازين صنّاع جزوى بر آن صنع - كزو همىآيد « 5 » - صانعى نهادست كه صانع كلّ « 6 » اوست ، و چو ما از چگونگى صنع صانع جزوى عاجزيم و بضرورت مقرّيم كه اين صنع از جوهرى همىآيد كه اندرين تخم است ، چرا ازين بگذريم ؟ و بسبب آنك اين را همى بسيار بينيم ، همىپنداريم كه اين را دانسته‌ايم ، و گوييم چگونه صانع كلّ « 7 » از طبايع بىزايش مردم كرد ، بل ميان هر دو اهل حكمت اتّفاق است بدانك وجود جفتان ابداعى از حيوان و وجود تخمهاء ابداعى از نبات تا وجود عالم بيك دفعت بود بىتقديمى و تأخيرى البتّه . و باثبات پدر و مادر « 8 » اوّلى - كآن نوع مردم بود - بابداع بىزايش ، ثابت شايد كردن پدر نفسانى مر ناطق را و مادر ( نفسانى ) مر اساس را بتأييد بىتعليم . و ابداع « 9 » اندر اجساد نوع مثل است بر تأييد اندر اشخاص و تأييد « 10 » بىتقديم ممثول ابداع است بىتوليد . اين اشارت را بحقّ پديد بايد كردن تا شبهت برخيزد . ( 273 ) و امّا جواب آنچه گفت « چگونه روا باشد كه شخص پيش از
هامش
( 1 ) ناگذشتن : ناكذشتىA( 2 ) از صناع : كز صناعA( 3 ) سيب‌گرى : سيب كوىA( 4 ) مر هر يكى را : + بر آنك مر هر يكى راAمكرر ( 5 ) همىآيد : همىاندA( 6 ) صانع كل : صانعى كلىA( 7 ) صانع كل : صانع كلىA( 8 ) مادر : مادرىA( 9 ) و ابداع : بىابداعA( 10 ) و تأييد : بتأييدA