صورتها و طبايعها و حركتهاء مختلف - كه بهرى را « 1 » از آن پيش ازين ياد كرديم - و عقل مقرّست بدانك اين زمين بدين گرانى و عظيمى با « 2 » كوهها و درياهاء عظيم و نبات و حيوان بىشمار اندر ميان هواء سبك منحلّ بىهيچ امتناعى استاده است ، و اثير - كه آن چرخ آتش است - گرد هوا گرفته است ، و افلاك به ترتيب يكديگر اندر آمده است و همىگردند « 3 » بر يك نهاد ، و كواكب بر افلاك - بخلاف حركت افلاك - حركت همىكنند از مغرب سوى مشرق ، و اين طاعت ازين جسم مشكّل عظيم مر فرمان آن كس راست كاين را او ساخته است ، و عقل مقرّست كه چنين است و البتّه همىنداند كاين چرا شايد بودن ، از بهر آنك آن كس كه اين او كردست از عقل برترست ، و عقل ازو اثرست ، و اين بر مؤثّر خويش مطّلع نتواند شدن ، چنانك دبيرى از دبير « 4 » اثرست و دبيرى « 5 » نداند كه مر او را دبير چگونه پديد آرد و نداند كه دبير چگونه است .
( 270 ) پس هر كه بعقل خويش بازگردد و بداند كه اين عالم عظيم بفرمان صانعى چنين است كه هست ، چه بايدش عجب داشتن از آنك همان كس كه اين صنع بزرگ كرد بىهيچ آلتى ، آن شخص اوّلى را - كو عالم صغير بود - هم او كرد بفرمان ؟ و اگر اينك همىبينيم ( انسان كبير ) - اعنى عالم - واجب است كه بوده است ، انسان « 6 » نيز واجب است چنانك خداى گفت
« لَخَلْقُ
« 7 »
السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ [ b 79 ] أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ . »
« 8 » همىگويد بوجه تأكيد كه آفريدن آسمانها و زمين بزرگترست
هامش
( 1 ) كه بهرى را : كر بهرى راA( 2 ) با : تاA( 3 ) گردند : كروندA( 4 ) از دبير :
از دبيرىA( 5 ) و دبيرى : و دبيرA( 6 ) انسان : اروان ( ! )A( 7 ) لخلق : كخلقA( 8 ) سورهء 40 ( المؤمن ) آيهء 59