تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
كه ايشان - عليهما السّلام « 1 » - دو شخص بودند ، از يكديگر نباشند ، و لكن چو هر دو اهل تأييد بودند از يكديگر بودند . و فايدهء عقلا اندر قول خداى كه [
b
78 ] گفت « جفت آدم را ازو آفريدم » آن بود كه تا بدانند كه واجب است كه وصىّ رسول از نسبت « 2 » او باشد نه از طينتى ديگر . ( 267 ) بازگوييم سخن خويش و گوييم بسيارى مردم از آن جفت اوّلى است ، و آن جفت جنس بوده‌اند مر اين انواع مردم را كزو نوعى هندوست و نوعى تركى است و نوعى حبشى است و نوعى جهودست « 3 » ، و چنانك جنس چندين هزار علوى كه در عالم « 4 » است نيز ( از ) يك مرد بودست كه جفت او ازو بوده است اعنى علىّ و فاطمه « 5 » ، و اگر اندر مدّت چهار صد سال و كسرى ازين دو شخص چندين هزار مرد و زن موجود شد كه شهرى « 6 » نيست بشرق و غرب - بل به مثل دهى نيست - كه اندرو يكى علوى نيست ، تا هزار علوى كه هست اندر شهرى از شهرهاء بزرگ ، چرا روا نباشد كه اين خلق بسيار از يك جفت مردم پديد آمده است كه جفت اوّلى او « 7 » بوده است ؟ پس اگر كسى بخلاف اين گويد كه ما گفتيم كه بسيارى از يكى آيد ، گفته باشد كه روا « 8 » نباشد كه بسيارى از يكى « 9 » آيد ، و اين دروغ باشد . و هر يكى كه اندر معدود بسيارى موجود است گواهى دهد كه اين بسيار از يكى جمع
هامش
( 1 ) عليهما السلام : عليهم السلامA( 2 ) نسبت : نسبتىA( 3 ) جهودست ( ؟ ) : مضمودست ( ! )A( 4 ) عالم است : عالم انستA( 5 ) فاطمه : + و چو هزار كه جنس چندين هزار علوى و فاطمه عليهما السلامAمطلب مكررست ( 6 ) شهرى : شهرتىA( 7 ) جفت اولى او : جفت از اولى ازوA( 8 ) كه روا : كزوA( 9 ) از يكى : از يكA
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 237 | ناصر خسرو