شده است . خلق از يكى تن پديد آمده است كه جفت او ازو بوده است .
( 268 ) و مثالى « 1 » نماييم مر پديد آمدن انواع را از يكى شخص ، چنانك اين شبهت از دل ضعفا برخيزد . گوييم شكّى نيست اندر آنك جنس علويان از علىّ - سلام اللّه عليه « 2 » - بود و او يك شخص بود و فرزندان او كه علوياناند امروز انواعاند : يكى نوع حسنىاند و يكى نوع حسينىاند و نوعى عقيلياناند و يكى نوع زيدياناند و نوعى بكريان و جز آن ، و ما دانيم كه نوع حسنى « 3 » از شخص حسناند « 4 » كو يك شخص بود ، و نوع حسينى از شخص حسيناند « 5 » كو نيز يك شخص بود ، و ديگر انواع هر يكى نيز از يك شخص پديد آمدهاند .
پس از قياس اين مغالطه كه ابو الهيثم ياد كرده است ايدون بايستى كه نخست هزاران « 6 » [
a
79 ] علوى حسنى بودى كه ايشان نوعاند ، آنگاه حسن بودى كه او شخص بود ، و اين سخن خردمندان نباشد .
( 269 ) پس ظاهر كرديم كه انواع از شخص پديد آيد نه شخص از نوع ، و اگر كسى چنان انديشد كه « چگونه روا باشد كه خداى مردمى تمام را خورنده و رونده و گوينده از طبايع بىجان موجود كند بىزايش ؟ » اين انديشه ازو بىمشاورت عقل مميّز قيّاس پديد آمده باشد ، از بهر آنك عقل بضرورت مقرّست كاين عالم مصنوع است و اين صنع برين جوهر متجزّى متكثّر « 7 » كه جسم است بفرمان كسى افتاده تا بدين هيأت شده است ، تا چندين
هامش
( 1 ) و مثالى : و شالىA( 2 ) سلام اللّه عليه : رضى اللّه عنهAدر كتاب حاضر همه جا در مورد ائمه « عليه السلام » و نظائر آن آمده ، و رضى اللّه عنه مستعمل اهل سنت و تصرف كاتب است
( 3 ) حسنى : حسينىA( 4 ) شخص حسناند : شخصى حسناندA( 5 ) حسيناند :
حسينى بودA( 6 ) هزاران : هزار از ازA( 7 ) متكثر ( ؟ ) : منكرA