.
XXI
( اندر پديد آمدن انواع از شخص )
بيت 45 - 49
روا بوَد كه يكى مرد آفريد ايزد * و هم ز تنش يكى جفت كردهانده خوار ،
پس از ميانشان نسل آفريد و فرزندان * نبيرگان فراوان و بيشمار تبار ؟
اگر تو منكرشى ، سورة النساست دليل * كه آفريد يكىّ وازو هزار هزار
و گر مقرّ شوى ، شخص پيش و از پس نوع * چگونه شايد بودن ؟ خرد بدين بگمار
نخست جنس ، پس آنگاه نوع و از پس شخص * طريق حكمت آن ، بىجدال و بىپيكار .
( 261 ) اندرين پنج بيت ( دو ) سؤالست : يكى آنك همىگويد :
چه گويى ، روا باشد كه خداى يكى مردم آفريد از اوّل و جفت او ازو « 1 » پديد آورد ، و زيشان فرزندان و نبيرگان بسيار آيند « 2 » و زادند ؟ اگر گويى :
چنين نبود ، سورة النساء حجّت است بر تو ، كه خداى گفت « شما را از يك نفس آفريدم ، و جفت او را ازو آفريدم ، و زيشان هر دو مردان بسيار و زنان بيرون آوردم . » بدين آيت : قوله
« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً . »
« 3 »
هامش
( 1 ) او ازو : او اردA( 2 ) آيندA: شايد « آمدند »
( 3 ) سورهء 4 ( النساء ) آيهء 1