تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
و غربيل زدن و جز آن . آنگاه باز آن دانه را آرد « 1 » بايد كردن وز بهر آرد كردن دانه آسيا بايد ساختن ، كآن مصنوع است ساخته بعلمهاى بسيار و آلتهاء گوناگون ، همه تدبيرى و تقديرى ، ( علمى ) و عملى « 2 » از شناختن آهنهاى گوناگون و تراشيدن چوبهاء نوادر اندر آن ، كه آهنگرى و درودگرى دو « 3 » صناعت بزرگ است با آلت‌هاى بسيار . آنگاه « 4 » آن آرد ببايد بيختن « 5 » بآلتى ، و بيزندگان را نيز بعلمى ساخته‌اند ، و آن بيخته را ببايد « 6 » برشتن « 7 » اندر چيزهاء مصنوع بعلم از تاوه « 8 » و تشت و جز آن « 9 » ، و برشتن « 10 » آن نيز بعلم و تدبير بايد كردن ، و باز آن « 11 » برشته « 12 » ببايد بيختن « 13 » بآلت‌هاء علمى از تنور « 14 » و تاوه و جز آن ، تا گرمى آتش بدان برسد ، و ضرر آتش ازو دور باشد « 15 » و نسوزد و زيانكار نشود « 16 » ، و پزنده مر آن نان را بعلم و تدبير پزد ، تا سره آيد و خام يا سوخته نيايد كه نگوارد « 17 » مرد را . ( 223 ) پس تا نباتى كز زمين « 18 » بر آيد و چنان شود كه غذاء مردم را شايد ، اندرين ميانه خرج ببسيارى آلت‌هاى تدبيرى و عملى « 19 » و علم‌ها و تدبيرها ببايد كرد . و اگر شرح آن غذاها « 20 » كه مردم سازد - از ديگ ( پخت ) ها و قليه‌ها و بريانها و حلاوى - كرده آيد ، سخن دراز شود . و اگر بشرح آنچ مردم را بايد از بهر رفع كردن سرما و گرما و ديگر مادّتها « 21 » كه مر او راست مشغول شويم ،
هامش
( 1 ) آرد ( دو بار ) : اردA( 2 ) عملى : علىA( 3 ) دو : دووA( 4 ) آنگاه : + انكاهA( 5 ) ببايد بيختن : ببايد بختنA( 6 ) ببايد : بيايدA( 7 ) برشتن : سرشتنA( 8 ) برشتن : سرشتنA( 9 ) از تاوه ( رجوع بسطر 8 شود ) : ار تادهA( 10 ) و تشت و جز آن : و تشت بر جزانA( 11 ) و باز آن : و بارانA( 12 ) برشته : سرشتهA( 13 ) ببايد بيختن : بيامد بختنA( 14 ) تنور : ؟ ؟ ؟ بنورA( 15 ) دور باشد : دور بايدA( 16 ) و نسوزد و زيانكار نشود : و بسوزد زيانكار شودA( 17 ) نگوارد : نگذاردA( 18 ) كز زمين : كزمينA( 19 ) و عملى : علمىA( 20 ) غذاها : غذاهاءA( 21 ) مادتها : مروتهاA