تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و آبگينه از خساست « 1 » جوهر خويش مر نور آفتاب را نتوانست پذيرفتن ، نه از صفوت ، و جرم ماه از جلالت خويش مر نور آفتاب را پذيرفت نه از خساست . « 2 » پس گفتند - اهل تأييد عليهم السّلام « 3 » - كه آبگينه - كو مصنوع انسانى است - مثل است بر امامى كو را مردمان بپاىكردند « 4 » به اختيار خويش سپس از رسول ، و ماه كه بجوهر مبدعيست « 5 » الهى ، و جوهر آفتابست ، مثل است بر وصىّ كو « 6 » جوهر رسول اللّه است و بفرمان خداء تعالى بپاىكرده شد بجاى رسول از بهر تأويل كتاب را ، و اين بيان « 7 » تأييد است . فاعتبروا يا اولى الابصار « 8 » .
.
XIX
( اندر نيازمندى مردم بپرورش ) بيت 40 - 42
قوىترست بهر حال مردم از حيوان * بحيله بيش و بهر دانشى شعبده‌وار
چرا تعهّد بايدش و دايه و تدبير * بخوابندش و بداردش بر بر و بكنار ؟
سباع و مرغ و دده زو بسى ضعيف‌ترند * بكسب خويش بكوشد بخورد و بخفتار .
( 221 ) اين سؤال جز اندر دعوت هادى نيست ، و مرو را نيز كسى جز « 9 » اهل تأييد جواب نداده است . و فلاسفه را - كه ايشان فرود « 10 » اهل تأييداند - اندرين معنى سخن نشنوده‌ام « 11 » ، و هرگز ( كس ) از مدّعيان اندر عالم دين
هامش
( 1 ) خساست : حساستA( 2 ) خساست : حساستA( 3 ) عليهم السلام : عليه السلامA( 4 ) بباى : به يارىA( 5 ) بجوهر مبدعيست : بجوهرى مبدعستA( 6 ) كو : كرA( 7 ) بيان : بيانىA( 8 ) سورهء 59 ( الحشر ) آيهء 2 ( 9 ) جز : خرA( 10 ) فرود : فزودA( 11 ) نشنوده‌ام ( ؟ ) : بشنوده‌امA
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 203 | ناصر خسرو