تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
شد كه « 1 » اندرو گرانى « 2 » و سختى و تاريكى است . و دليل ديگر بر آنكه جوهر ماه خاكى است آن آوردند كه گفتند كه از پنج قسم جسم گران يكى جسم فلك است ، و ديگر كرهء اثير ، و سه ديگر هوا ، و چهارم آب ، و پنجم خاك . هيچ قسمى جز خاك نيست كه روشنى آفتاب ازو نگذرد [
b
63 ] چنين كه همىبينيم كه روشنى آفتاب از چهار فلك و از اثير و از هوا و آب همىفروگذرد تا « 3 » به زمين رسد . ازين اجرام چيزى نور او را همى بازندارد . ( 200 ) و گفتند : چو همىبينيم كه جرم ماه نيز نور آفتاب را همى راه ندهد كزو بگذرد ، بل مر او را به عكس همى بازگرداند ، دانستيم كه « 4 » جوهر ماه جوهرى خاكى است و سخت است و گران است و تاريك است چو اضافت آن بديگر اجرام باشد كزو برتراند « 5 » . آنگاه گفتند : چو عكس نور از جرم ماه به زمين افتاد ، دانستيم كه اندر جوف جرم ماه نشد آن نور ، چنانك چو نور آفتاب اندر جوف زمين نشد ، روى زمين روشن نشد ، و عكس نور ازو بازگشت تا اجسام روشن شد « 6 » . ( 201 ) و گفتند : اگر جوهر ماه چنان شدى كه نور آفتاب ازو فرو گذشتى ، نور آفتاب ازو به زمين همچنان رسيدى كه خود نور آفتاب است گرم ( و خشك ) ، چنانك چو از آبگينه فروگذرد نيز گرم و خشك باشد ، چنانك خود هست . و اگر چنين بودى اندر آفريدن جوهر ماه فايده نبودى ؛ و حكمت « 7 » اندر آنكه جوهر ماه شفّاف نيست چون بلور ، و آبگينه بر مثال
هامش
( 1 ) كه : + هستA( 2 ) گرانى : كرانA( 3 ) تا : + و تاA( 4 ) دانستيم كه : دانستم كه گفتندA( 5 ) برتراند : برتر امدA( 6 ) روشن شد : روشن نشدA( 7 ) و حكمت : و حكماءA