كز بهر مردم همىآيد اين همه لذّتها . و رسول مقناطيس حكمتهاء الهى « 1 » بود كه مر آن را از عالم عقل سوى خويش كشيد .
( 176 ) و امّا اندر تأويل خاصّيّت موافقت كه ميان پلنگ و ميان موش است اندر هلاك مردم ، قول اهل تأييد - عليهم السّلام - آنست كه گفتند :
پلنگ بد خوى جانوريست و كممنفعتتر جانوريست مردم را ، اندر مقابلهء آهن كه بيشمنفعتتر گوهريست مردم را . و پيسگى « 2 » پوست پلنگ دليل است بر آنك ( آن ) مثل است بر مردمى « 3 » كه بدل پيسه « 4 » و مخالف باشند . و موش زيانكارتر چرنده « 5 » ايست مردم را . و اين هر دو جانور مثلهااند بر دو مخالف مرد حقّ « 6 » - كه او رسول بود - و ميان ايشان موافقت بود اندر مخالفت مر رسول را ، چنانك موافقت ميان موش و پلنگ اندر آزردن و برنجانيدن مردم است . پس همچنان ( كه ) بر مردم واجب است از موافقت پلنگ و موش حذر كردن اندرين عالم ، نيز بر پرهيزگاران واجب است « 7 » مر پلنگ را و موش را ( اندر ) عالم « 8 » دين شناختن و ازيشان بپرهيز بودن ، و هر يكى از جانوران عالم ، بىسخن مثلهااند « 9 » مر گوناگون مردمان مختلف الاخلاق را كه هستند ، و همچنان كه از جانورانى « 10 » - كه مردم را مخالفاند - اندرين عالم حذر واجب است ، از مردمانى كه نيز مانند آن جانوراناند « 11 » ( اندر عالم دين ) حذر كردن
هامش
( 1 ) حكمتهاء الهى : حكمتها و الهىA( 2 ) پيسگى : ببيسسكىA( 3 ) مردمى : مردنىA( 4 ) پيسه : مبسسهA( 5 ) چرنده : ترجمهء « دابة » رجوع شود به سطر 1 و 2 ص 176
( 6 ) مرد حق :Cf . Kalami Pir . . . edited . . . by W . Ivanow , Bombay 5391 , p . XXXII .( 7 ) واجب است : + از پلنگ و موش حذر كردن اندرين نيز بر پرهيزكاران واجب استAمكرر
( 8 ) عالم : عالمىA( 9 ) مثلهااند : مثلها بدA( 10 ) جانورانى : جانورانA( 11 ) جانوراناند ( اندر عالم دين ) : جانوران اندرينA