تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
گفته است « 1 » كه چو دندان پلنگ را بر در سولاخ موش بدارند موش از سولاخ باژگونه بر آيد دم پيش و سر از پس ، و اگر پاره‌ئى پيه پلنگ اندر خانه بنهى هرچ بدان حوالى موش باشد آنجا آيد و همىكشندشان ، و ايشان خويشتن را بدان « 2 » همىافكند همچنانكه زاغان خويش بر بوم همىافكند و بدام اندر همىمانند . ( 172 ) اين شگفتى نيست و لكن حدّ « 3 » عامّه را گفتند موش همىخواهد كه بگزيدهء پلنگ بر ميزد ، ازين سخن متحيّر شدند . و اگر موش را يله « 4 » كنندى تا بدان گزيده فراز آيدى و آن را بليسدى « 5 » ، بر آن نميزدى ، و اگر كه موش - ( كه ) او را با پلنگ « 6 » اين محبّت است - بوى لعاب آب دهان پلنگ بيابد ، چه عجب است ؟ چو همىبينيم كه گربه « 7 » همى بوى موش بيابد ، و ميان گربه و موش نيز دوستى آفرينش است ، و گربه موش را همى از دوستى خورد نه از دشمنى ، چنانك گربه بچهء خويش را همىخورد از دوستى ، و هر خورنده‌ئى مر خورش خويش را از دوستى خورد نه از دشمنى ، چنانك گرسنه طعام را و تشنه آب را از دوستى و موافقت خورد نه از دشمنى و مخالفت . اگر موش تواندى ، پلنگ را بخوردى از دوستى ، چنانك خويشتن را بر بوى دهان آب او هلاك كند . اينست جواب آن دو سؤال خاصّيّتى كه آن معروف است ميان خاصّ و عامّ . ( 173 ) و امّا جواب اهل تأييد - عليهم السّلام « 8 » - مر سؤال خاصّيّت
هامش
( 1 ) گفته است : گفت استA( 2 ) بدانA: شايد « بدام » ( 3 ) حد : حذA( 4 ) يله : بلهA( 5 ) بليسدى بر آن نميزدى : بليسيدندى بر آن نميرندىA( 6 ) پلنگ : ؟ ؟ ؟ ؟ بلنكA( 7 ) گربه : كريهA( 8 ) عليهم السلام : عليه السلمA