تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
يا آهن مقناطيس را . و نيز كهربا كه او صمغ درختى است ، مر او را خاصّيّت آنست كه كاه همى سوى خويشتن كشد ، وز كهربا نيز همى [
a
55 ] بخارى بيرون آمد كآن بخار همى جز بكاه اندر نياويزد ، و چو بكاه رسيد ( و ) درو اندرآويخت « 1 » ازو بگريزد و او را بسوى كهربا بكشد ، و كاه ازو سوى « 2 » كهربا جهد . ( 169 ) و نيز خاصّيّت آنست ميان زاگ - كه او خاكى است - و ميان مازو - كو بار درختست - كه چون با يكديگر « 3 » آميخته شوند ، سپس از آنك هر دو زرداند ، سياه بغايت شوند ، و اين معنى را طبيعيان هيچ وجهى نيافتند جز آنك گفتند هم زاگ و هم مازو را مژهء تند و گيرنده ( است ) ، از آن همى سياه شوند « 4 » . و اين حجّتى سست است ، از بهر آنك اين دو مژه از راه چشيدنى يكىاند و خلاف مر ايشان را پس از آميختن اندر يكديگر همى پديد آيد كآن ديدنى است ( و ) چشيدنى نيست . ( 170 ) جواب ازين سؤال : با آنك اگر روا باشد از خاصّيّت سؤال كردن ، نيز روا باشد كه ما بپرسيم و بجوييم كه چه خاصّيّت است اندر دانهء خرما كه « 5 » چو زير مشتى خاك اندر كنندش و آب برو رسد « 6 » ، يك سرش به زمين فرو شود و يك سرش به هوا بر آيد ، و آنك او به زمين فرو شود خاك و آب بخويشتن كشيدن گيرد و مر آن را از خاكى « 7 » و آبى بصورتهاء چوب و برگ و ليف همىگرداند و بسوى آن سر ديگر به هوا همىفروسپوزد ، آن را
هامش
( 1 ) و درو اندرآويخت : ورداند اويختA( 2 ) ازو سوى : از دو سوىA( 3 ) با يكديگر : ؟ ؟ ؟ ؟ بانك ديگرA( 4 ) سياه شوند : بسيار شودA( 5 ) كه : كوA( 6 ) رسد : رسيدA( 7 ) خاكى : خالىA