و گفت كه « قيام و وجود حساب بيكى است كه او علّت عددست ، و معدود بعدد معدود است ، و معدود اين عالم است كه جوهرى متجزّيست ، و معنى تجزّى تكثّرست . پس قيام عالم معدود متكثّر بيكيست « 1 » ، كه آن علّت اوست و صانع اوست . »
( 147 ) و كسى از فلاسفه منكر نيست - مگر يكى - مر خداى را ، و همگنان دليل بر يكى خداى از كثرت اجزاء عالم گرفتهاند ، و گفتند كه « يكىهاء اجزاء عالم - كه وجود عالم [
b
46 ] بدانست - هم دلائلست بر آنچ صانع او يكست . » و گفتند كه « اگر ذات صانع بيش از يكى بودى بروئى از رويها ، واجب آمدى كه پيش ازو صانعى بودى كه ذات او يكى بودى ، و تركيب اين صانع متكثّر ازو بودى . » و گفتند كه « چو عالم با كثرتست ، و وجود كثرت از يكى است ، واجب « 2 » آيد كه صانع عالم متكثّر ( پيش از ) آن موجود شدست . » و گفتند كه « يكى بذات خويش نه تنصيف پذيرد و نه تضعيف . » و گفتند : نصف - يعنى نيمى - « يك » نيمه است ، و سه يكى « يك » سه يك است ، و يكى كمتر نشود اندر تقسيم يكى ، از بهر آنك يكى منقسم نيست بل بذات خويش قائم « 3 » است و متجزّى نيست . - و اين قول فلسفى نيكوست ، و اللّه اعلم بالصّواب .
( 148 ) و امّا جواب اهل تأييد - عليهم « 4 » السّلام - مرين سؤال را كه گفت « يكى محض كدامست ؟ و يكى متكثّر « 5 » كدام ؟ » آنست كه گفتند : اين يكى كه تركيب اعداد ازوست و متكثّرست ، يكى مركّب است از وحدت وز آن
هامش
( 1 ) بيكيست : يكستA( 2 ) واجب : بواجبA( 3 ) قائم : قاهرA( 4 ) عليهم :
عليةA( 5 ) يكى محض . . . يكى متكثر :Cf . Plotin , Enneades V , 1 , 8 in fine