تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
« پرى » گويند « 1 » ، و ديگر انس را - يعنى مردم را - چنانك گفت : قوله
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ . »
« 2 » و نگفت « ديو را آفريدم » بل « 3 » گفت « ديوان پريان بودند ، بىفرمان شدند ، و ديو گشتند « 4 » به معصيت خداى خويش » بدين آيت : قوله « 5 »
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ، فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ
« 6 »
عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ »
« 7 » . و علّت وجود ديو - به حكم اين آيت - وجود مردمست ، از بهر آنك همىگويد : ابليس پيش از آنك مر او را طاعت « 8 » آدم فرمود ، از پريان بود . پس آفريده به دو قسم بود : يكى مردم و ديگر پرى « 9 » . و پرى به دو قسم شد : يكى فرشته و ديگر « 10 » ديو ، اعنى آنچ از پرى بطاعت بماند فرشته شد ، و آنچ بىطاعت شد ديو گشت « 11 » . و فرقى نكرد « 12 » اندر كتاب ميان فرشته و پرى ، جز بدانك « 13 » گفت : چو پرى بىطاعت شد ، ديو گشت ؛ و اگر نه « 14 » فرشته و پرى را بيك منزلت نهاده است ، بدين آيت : « 15 » قوله
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ، فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ . »
« 16 » « 17 » همىگويد « چو فرشتگان را گفتيم مر « 18 » آدم را سجده كنيد ، سجده كرده‌اند « 19 » مگر ابليس « 20 » كو از پريان بود » يعنى از فرشتگان بود . پس بدين آيت ظاهر است
هامش
( 1 ) گويندA: خوانندR( 2 ) سورهء 51 ( الذاريات ) آيهء 56 ( 3 ) بلR: -A( 4 ) ديوان . . . گشتندA: ديو از ندمان بود بىفرمان شد و ديو گشتR( 5 ) قولهA: بود كهR( 6 ) ففسقR: ففسقواA( 7 ) سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 48 ( 8 ) طاعتA: بطاعتR( 9 ) يكى مردم و ديگر پرىA: يكى ديو و يكى پرىR( 10 ) و ديگرA: و يكىR( 11 ) شد . . . گشتR: شدند . . . گشتندA( 12 ) نكردR: -A( 13 ) بدانكA: آنكR( 14 ) و اگر نهR: و اگرA( 15 ) آيتR: استA( 16 ) سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 48 ( 17 ) من الجنA: + ففسق من أمر ربهR( 18 ) مرA: -R( 19 ) كرده‌اندA: بكردندR( 20 ) ابليسR: آن كسA