تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 836

مساهمون:

ص٨٣٦

سورة الكوثر

[ سوره الكوثر ( 108 ) : آيات 1 تا 3 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ( 1 ) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ( 2 ) إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ( 3 ) بنام خداوند بخشايندهء مهربان بدرستى كه اعطا كرديم به تو كوثر را ( 1 ) پس نماز گذار مر پروردگار خود را و قربان كن ( 2 ) بدرستى كه دشمن تو اوست دم بريده ( 3 )
بر تو ما كرديم كوثر را عطا * چيست كوثر خير افزون بيخطا
نسل و اعقاب تو را يعنى زياد * ميكنيم اندر اقاليم و بلاد
مينماند بقعه‌اى اندر جهان * كه نباشد نسلى از تو اندران
هم بود مروى كه كوثر در بهشت * هست نحرى كان بود عنبر سرشت
جمله خير دنيوى و اخروى * بر تو داديم از كمال معنوى
پس گذار از بهر رب خود نماز * با خلوص قلب و عارى از مجاز
نحر كن اندر رضا و راه ربّ * ز اشتران كاعلى است ز اموال عرب
بر خلاف مشركان دل سياه * كاهل حاجت را بر آن ندهند راه
كى شود قربان قبول دادگر * جز كه محتاجان برند از وى ثمر
دشمنى كاو خواند نسلت منقطع * مينگردد خود ز نسلى منتفع
نسل تو افزون شود در بحر و برّ * هم ثنا و ذكرت اندر هر گذر
مينماند خود مناره و منبرى * خالى از ذكر تو اندر كشورى

سورة الكافرون

[ سوره الكافرون ( 109 ) : آيات 1 تا 6 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ ( 1 ) لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ ( 2 ) وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ ( 3 ) وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ ( 4 ) وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ ( 5 ) لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ ( 6 ) بنام خداى بخشاينده مهربان بگو اى كافران ( 1 ) نميپرستم آنچه ميپرستيد ( 2 ) و نه شما پرستندگان آنچه مىپرستم ( 3 ) و نه پرستنده‌ام آنچه مىپرستيد ( 4 ) و نه شما پرستندگانيد آنچه ميپرستم ( 5 ) شما راست دين شما و مراست دين من ( 6 )
مشركان گفتند با فخر كبار * كه تو سالى دين ما كن اختيار
تا شويمت هم بسالى ما مطيع * اندران آيين كه دارى از جميع
بعد از آن هر دين پسنديده شود * بر تو و ما هر دو بگزيده شود
گفت اين هرگز نخواهد شد كه من * خود شريك آرم بذات ذو المنن
آمد اين آيت كه گو بر كافران * مىنبپرستم پرستيد آنچه آن
آنچه را هم مىپرستم من شما * خود نه اپرستند كايند از و لا
من نبپرستنده‌ام هرگز خود آن * كه پرستيد آن شما اى مشركان
هم نه بپرستند كايند آنچه من * ميپرستم در نهان و در علن
از شما دين شما هم دين من * باشد از من وا گذاريد اين سخن
گفته‌اند ارباب تفسير از مقال * گشت منسوخ اين بآيات قتال
نسخ اين لازم نباشد هيچ ليك * هست هر حكمى بجاى خويش نيك
دينتان يعنى كه باشد برقرار * تا كنم معلومتان در كارزار
وقت آن خواهد رسيد اندر نبرد * تا كه بشناسيد گردون راز گرد
من تو را گويم كه حق معبود ماست * هر چه غير از او پرستيد آن خطاست
تو مرا گويى بتان را با خدا * گيرم انباز اين كجا و آن كجا
پس شما باشيد اندر دينتان * تا براندازم ز تيغ آئينتان
پس نگرديده است منسوخ اينكلام * هر سخن راهست جايى و السلام

سورة النّصر

[ سوره النصر ( 110 ) : آيات 1 تا 3 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ ( 1 ) وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً ( 2 ) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً ( 3 ) بنام خداوند بخشاينده مهربان