تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
و وصيت نمودند بشكيبايى ( 3 )
هم قسم بر عصر يعنى بر زمان * و امتداد آن بقاى بيكران
آنكه مىباشد زيانكار آدمى * از فزونى ميرود سوى كمى
جز كسانى كاهل ايمانند و دين * كرده‌اند اعمال نيكو از يقين
سعيشان در كسب طاعاتست بيش * كرده‌اند افزون حيات و خير خويش
هستشان با هم وصيتها كه آن * بر حق است و راست در ايمان و جان
همچو توحيد خداى بيشريك * هم اطاعت بر رسل و اعمال نيك
هم وصيت كرده‌اند ايشان بصبر * زانكه مىبكشند ز اعدا ظلم و جبر

سورة الهمزة

[ سوره الهمزة ( 104 ) : آيات 1 تا 9 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ( 1 ) الَّذِي جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ ( 2 ) يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ ( 3 ) كَلاَّ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ ( 4 ) وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ ( 5 ) نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ( 6 ) الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ ( 7 ) إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ ( 8 ) فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ ( 9 ) بنام خداوند بخشاينده مهربان واى بر هر عيب گوى طعن زننده ( 1 ) كه فراهم آورد مال را و آماده داشت آن را ( 2 ) مىپندارد كه مالش جاودانى ميگرداند آن را ( 3 ) نه چنانست انداخته خواهد شد در آتش در هم شكننده ( 4 ) و چه دانا كرد ترا كه چيست آتش در هم شكننده ( 5 ) آتش خداست برافروخته ( 6 ) كه مستولى مىشود بر دلها ( 7 ) بدرستى كه آن بر ايشانست سرپوشيده ( 8 ) در ستونهاى كشيده ( 9 )
چند تن بودند كايشان بر رسول * ميزدند از چشم طعن از ناقبول
آمد آيت كاينگروهند اهل ويل * ويل بر آن كس بود بر طعن ميل
در نهان غيبت كنند از يكدگر * طعنه در ظاهر زنند اندر نظر
باشد آيت شامل هر كس كه او * باشدش بر مردمان اينفعل و خو
وانكه جمع مال كرد و داشت دوست * بشمرد هر ساعتش چون مال جوست
مىبپندارد چنين كاندر جهان * مال او سازد مر او را جاودان
اينچنين نبود كه او پنداشته * بل فتد در آتش انباشته
كه بود از عادت آن كسر و حطم * چه ز حطمه ساخت آگاهت بحتم
نار حق است آنكه برافروخته * دوستداران هوا را سوخته
آتشى آن كو برآيد در زمان * جاى گيرد در قلوب كافران
گوئيا بسته است آن نار عظيم * بر ستونهاى كشيده در جحيم
آن چنان يعنى بر ايشان بسته است * كه درى براستنى پيوسته است

سورة الفيل

[ سوره الفيل ( 105 ) : آيات 1 تا 5 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ ( 1 ) أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ( 2 ) وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ( 3 ) تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ( 4 ) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ ( 5 ) بنام خداى بخشايندهء مهربان آيا نديدى كه چگونه كرد پروردگار تو باصحاب فيل ( 1 ) آيا نگردانيد مگر ايشان را در تباهى ( 2 ) و فرستاد بر ايشان نوعى پرنده فوج فوج ( 3 ) كه مىانداخت ايشان را بسنگى از سجيل ( 4 ) پس گردانيد ايشان را چون برگ خورده شده ( 5 )