كوهها چون پشم رنگارنگ وازده ( 5 )
پس اما آنكه گران آمد سنجيدههايش ( 6 )
پس اوست در عيش پسنديده ( 7 )
و اما آنكه سبك آمد سنجيدههايش ( 8 )
پس ماوايش دوزخ است ( 9 )
و چه چيز دانا كرد ترا كه چيست آن ( 10 )
آتشى است بغايت سوزاننده ( 11 )
ساعت گوينده مر آينده است * خود قيامت ساعت گوينده است
تو چه دانى معنى گوينده چيست * در قيامت حاصل آن گوينده كيست
قلبها كوبد ز هول و هيبتش * تا كه بر طاغى چه باشد شدتش
مردم آن روزند چون پروانهها * كه پراكنده بوند از لانهها
نزد بعضى مر فراش آمد جراد * كه بهم ريزند از يك نيم باد
كوهها كردند چون پشم زده * هم ملون هم جدا از هم شده
پس هر آن باشد ترازويش گران * از عملهاى نكو در آن زمان
پس مگر عيش پسنديده بر اوست * حالش اندر جنت الماوى نكوست
وانكه او باشد ترازويش خفيف * هست جايش هاويه اندر رديف
چه تو را دانا نمود از هاويه * وصف او اين است نار حاميه
سورة التّكاثر
[ سوره التكاثر ( 102 ) : آيات 1 تا 8 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ ( 1 ) حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ ( 2 ) كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ( 3 ) ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ( 4 )
كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ( 5 ) لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ( 6 ) ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ ( 7 ) ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ( 8 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان
بغفلت انداخت شما را مباحات در بسيارى ( 1 )
تا آنكه زيارت نموديد مقبرهها را ( 2 )
حقا زود باشد كه بدانيد ( 3 )
پس حقا زود باشد كه بدانيد ( 4 )
نه چنانست اگر بدانيد دانستنى بيقين ( 5 )
هر آينه بهبينيد البته دوزخ را ( 6 )
پس هر آينه خواهيد ديد آن را بمشاهده يقين ( 7 )
پس پرسيده خواهيد شد روز چنين از نعمت ( 8 )
فخريتهاى شما بىمعذرت * مر شما را داشت باز از آخرت
پس بهم از كثرت مردان خويش * فخر كرديد آنكه مردمانست بيش
تا به حدى كه شما را گورها * ميكنند از بهر آن منظورها
كاين قبور مردهاى ماست كان * مردهاند و رفتهاند از اين جهان
نيست انسان بلكه محض واهمه * صرف دنيا همتان گردد همه
زود باشد كه بدانيد از يقين * مر خطاى راى خود را اندر اين
پس ببايد كه از اين باز ايستيد * عيب غفلت را بزود آگه شويد
نه چنانست ار بدانيد از عيان * دانش امرى كه باشد بيگمان
باز مانيد از تفاخرهاى خويش * گر بدانيد آنچه را داريد پيش
مر جهنم را شما خواهيد ديد * ديدنى پس كان يقين است و پديد
پس شما پرسيده گرديد از نعم * اندر آن روز حساب از بيش و كم
نى از آن پرسند تا منت نهند * بلكه تا نعمت با فزونتر دهند
قدر نعمت گر كه نشناسد كسى * بيهده است ار نعمتش بخشى بسى
سورة العصر
[ سوره العصر ( 103 ) : آيات 1 تا 3 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ الْعَصْرِ ( 1 ) إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ ( 2 ) إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ ( 3 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان
به طرف آخر روز ( 1 )
بدرستى كه انسان هر آينه در زيان كاريست ( 2 )
مگر آنان كه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته وصيت به يكديگر نمودند براستى